تحلیل شبکه‌ای یکپارچگی فضایی نظام سکونتگاهی بخش مرکزی شهرستان تنکابن

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 استادیار گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.30473/psp.2023.68239.2679
چکیده

روند تحولات توسعه منطقه‌ای به لحاظ نظری، روش­شناختی و تجربی در کشور نشان می‌دهد که اغلب تئوری‌های شکل گرفته‌ در قالب رویکرد‌های بالا به پایین برنامه‌ریزی و سیاستگذاری ،نتوانستند توسعه (منطقه‌ای) را آنچنان که شایسته و بایسته است؛ هدایت نمایند. اتخاذ چنین رویکردهایی، نه تنها نابرابری‌ها را کاهش نداده‌اند؛ بلکه ساختارهای محیط طبیعی- بوم­شناختی و اجتماعی- اقتصادی درونی مناطق را نیز از هم گسیخته‌اند. بازتاب این نگرش­ها در چارچوب عملکردهای نظام برنامه­ریزی و سیاستگذاری، نابرابری و عدم تعادل فضایی در سطوح منطقه‌ای و ملی در چند دهه گذشته را سبب شده است. این شرایط در تمام گستره فضایی کشور از جمله در بخش مرکزی شهرستان تنکابن قابل مشاهده است. از این­رو، پژوهش حاضر به دنبال تحلیل سطح یکپارچگی فضایی نظام سکونتگاهی بخش مرکزی تنکابن با استفاده از روش تحلیل شبکه­ای است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و بر مبنای روش، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه سکونتگاه­های شهری و روستایی بخش مرکزی است. داده­های جریان­ افراد، کالا و خدمات، محصول و سرمایه با روش کتابخانه­ای(فیش­برداری) و میدانی(پرسشنامه) جمع­آوری و با ابزارهای Nodexl، Usinet و GIS تحلیل شده است . نتایج بررسی­های کمی و کیفی جریان­های مردم، کالا و خدمات، سرمایه و محصول نشان می­دهد که شبکه سکونتگاهی و الگوی فضایی آن از حالت ابتدایی و نخستین خود که متمرکز در یک یا دو سکونتگاه بوده؛ فاصله گرفته و به سمت الگوی توسعه غیرمتمرکز در حال حرکت است. در این روند، روابط تکمیل­کنندگی عملکردی شهرها و روستاها در الگوی سکونتگاهی قلمرو جغرافیایی مورد مطالعه در حال ظهور هستند.