تحلیل و تبیین شاخص‌های منظرکالبدی و تغییرات آن در روستاهای حاشیه کلانشهرها (مورد مطالعه: روستاهای حاشیه شمالی کلانشهر مشهد)

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی مشهد

2 کارشناس‌ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 استاد گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30473/psp.2022.47535.2152
چکیده

از آنجا که محیط روستا یکی از عناصر سازمان فضایی است و منظر روستا با ابعاد مختلف کالبدی_عملکردی از اهمیت و جایگاه خاصی در سازمان بصری محیط روستایی برخوردار است و از سوی دیگر با تغییرات سبک زندگی و نیازمندی­های روستاییان در سال­های اخیر به تشدید و تسریع فرآیند تغییر منظر انجامیده و مدیریت و برنامه­ریزی این فضاها بویژه در پسکرانه­های کلانشهر، نیازمند توجه بیشتری است. پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال شناسایی شاخص­های تبیین منظر و میزان تغییرات آن در روستاهای حاشیه کلانشهر مشهد است. برای گردآوری داده­ها از روش­های کتابخانه­ای و میدانی (پرسشنامه و مشاهده) بهره گرفته شده است و تجزیه­تحلیل داده­ها توسط آزمون­های (کروسکال-والیس، ویلکاکسون و فریدمن) انجام شده است. نتایج بررسی­ها حاکی از آن است که از بین مؤلفه­های منظر، مؤلفه هویت منظر بیشترین تغییر را داشته است. در واقع وقوع تغییرات کالبدی در روستاها، سبب کاهش حس خاطره­انگیزی، سرزندگی و شادابی، میزان تجانس و هماهنگی فضاهای مختلف، کمرنگ شدن ارزش­های فرهنگی بومی شده است و در نهایت بیشترین تغییر در «بعد هویت منظر روستاها» را در پی داشته است. نتایج آزمون فریدمن، بیانگر بالاترین تغییر در شاخص کاربری اراضی از میان کل شاخص­های منظر است. بنابراین، توجه به تغییرات منظر به عنوان مهم­ترین پیامد تغییر کاربری اراضی قابل توجه است.