مفهوم عمل در علم دانش فیشته در نسبت با کانت

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

طبیعی است که رنگ و بویِ کانتیِ فضایِ تفکرِ فیشته، محقق را به ردیابیِ مباحثِ کانت در فلسفه­یِ فیشته، که خود آن را علمِ دانش می­نامد، سوق دهد. البته، ادعایِ ما این است که با نظر به فلسفه­یِ عملیِ کانت و کاویدنِ نقدِ دوم، و نه نقدِ اول، است که می­توان دِین ریشه­ایِ فیشته را به کانت یافت؛ این ایده­یِ کانتی­ که به نظر ما نطفه­یِ بسطِ علمِ دانش به حساب می­آید، آموزه­یِ برتریِ عقلِ عملی بر عقلِ نظری است. در موردِ فیشته، نمی­توان این نکته را نادیده گرفت که مطلع شدن از شرایط و احوالِ زندگی او بسیار در شناختِ هر چه بهتر این فیلسوفِ نظری- سیاسی- دینی مساعدت خواهد کرد. بنابراین، ابتدا نگاهی به وضعیتِ فکری اواخر سده­یِ هجدهم می­افکنیم؛ سپس مقصودِ کانت را از ایده­یِ برتریِ عقلِ عملی به نظری از نقدِ دوم استخراج می­کنیم­؛ و نهایتاً نشان می­دهیم که این ایده اساسی­ترین مقومِ علمِ دانش است.