اثربخشی طرح بازسازی زلزله بم بر تحولات کالبدی مسکن روستایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا. دانشگاه پیام نور. تهران. ایران.

2 استاد، گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30473/psp.2022.55077.2356
چکیده

یکی از اهداف بنیادین در برنامه‌ریزی توسعه کالبدی، کاهش آسیب‌پذیری فضای کالبدی در برابر مخاطرات‌محیطی است. از مهم‌ترین بحران‌های خطرآفرین در فضای جغرافیایی کشور، وقوع زلزله و خسارات اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن است. وقوع زلزله بم در سال 1382به اجرای «طرح بازسازی شهر بم وروستاهای پیرامون» در سال 1384منجر شد که تغییرات تأمل‌برانگیزی را در طرح‌ریزی و بازسازی مسکن روستایی داشته است. این پژوهش قصد دارد با بررسی و ارزیابی کالبدی طرح مذکور، چگونگی تحول مسکن و کارکردهای بنیادی آن را در شناخت ساختاری-کارکردی مسکن روستایی مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی با رویکرد  «اثبات‌گرایی» و از حیث روش‌شناسی توصیفی_تحلیلی است. گردآوری اطلاعات و داده‌ها به شیوه اسنادی و میدانی و استفاده از پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه‌های هدفمند صورت گرفت. این داده‌ها در محیط نرم‌افزارهای آماری و GIS ثبت، پردازش و تحلیل شد. جامعه آماری پژوهش، روستاهای شامل طرح بازسازی شهرستان بم و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 12روستای نمونه براساس میزان اثر نفوذ زلزله و تشکیل ماتریس سه‌بعدی (تعداد خانوار روستا، فاصله روستا از گسل و کانون زلزله و میزان آسیب‌دیدگی روستا) انتخاب و در مرحله بعد، انتخاب نمونه‌ها براساس جدول مرگان تعیین و در نهایت با توزیع پرسشنامه‌های محقق‌ساخته به نسبت وزنی جمعیت هرروستا، تعداد 354 پرسشنامه توسط سرپرستان خانوار تکمیل شد. سنجش روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با بهره‌گیری ازخبرگان حوزه برنامه‌ریزی ﺭﻭﺳـﺘﺎﻳﻲ و آزمون ﻛﺮﻭﻧﺒﺎﺥ (ﻣﻘﺪﺍﺭ 94/٠) ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تغییرات اساسی در الگوی مسکن روستایی، در روستاهای آسیب‌دیده بم در مقاوم‌سازی و نوع و محل تأمین مصالح، نقشه، تعداد اتاق، سطح زیر‌بنا نسبت به قبل و بعد از زلزله به وقوع پیوسته است. از نتایج اثربخشی طرح بازسازی بر تحولات کارکردی مساکن روستایی، تغییرات کارکردی نمایان و فقدان و یا عدم تناسب بعضی کارکردها در مساکن نو ساخت مشهود است. به‌گونه‌ای که، مساکن با کارکرد زیستی- معیشتی قبل از زلزله، به مساکن با کارکرد صرفاً زیستی پس از بازسازی تبدیل شده و نقش ﻣﺸﺎرﮐﺖ روﺳـﺘﺎیی در ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی این تحولات بسیار ناچیز بوده که ناشی از تمرکزگرایی طرح بوده است. در بازنگری به شیوه طراحی و بازسازی مسکن روستایی در نواحی روستایی در معرض‌خطر زلزله ، بایستی با نهادسازی مشارکت روستایی و بهر‌ه‌گیری از دانش بومی مسکن روستایی با کارکردهای اقتصادی_اجتماعی و به ویژه خاستگاه­های فرهنگ خاص، طرح‌ریزی و مداخله در بافت کالبد روستایی و دستیابی به الگوی مسکن روستایی بادوام و پایدار فراهم شود.