ارزیابی توان اکولوژیکی دشت سیستان با تلفیق مدلهای چند عامله مخدوم و فناوریهای سنجشازدور و ساج
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی پژوهشگاه هوافضا، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد سنجشازدور، واحد الکترونیک دانشگاه آزاد، تهران، ایران
3 عضو هیئتعلمی پژوهشگاه هوافضا، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران
doi
10.22034/eiap.2024.191708چکیده
منابع محدود کره زمین، در صورت استفاده مطلوب و در حد توان بازسازی آنها توسط جمعیت انسانی، میتوانند بهطور پایدار مورد بهرهبرداری قرار گیرند. هدف ارزیابی توان اکولوژیک نیز بررسی توان بالقوه سرزمین و تعیین مطلوبترین نوع کاربری آن است. در تحقیق حاضر، ارزیابی توان اکولوژیکی دشت سیستان برای کاربریهای کشاورزی و مرتعداری، توسعه شهری و روستایی، اکوتوریسم، جنگلداری و جنگلکاری، حفاظت اکولوژیک و آبزیپروری در سال 1399 با استفاده از علم و فناوری سنجشازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی (ساج) و مدلهای ارزیابی اکولوژیک چند عامله مخدوم انجام شده است. دادهها و اطلاعات مربوط به 24 پارامتر اکولوژیکی، فیزیکی، اقلیمی و زیستی منطقه، اخذ شده از تصاویر ماهوارهای و یا نقشههای موجود، در محیط نرمافزارهای سنجشازدوری و ساج مورد پردازش و تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که 100 درصد دشت سیستان برای کاربری حفاظت اکولوژیک، 63 درصد برای طبقه 2 کاربری اکوتوریسم گسترده و 19 درصد برای طبقه 4 کاربری مرتعداری دارای توان اکولوژیکی است و برای سایر کاربریها ازجمله انواع کشاورزی، آبزی پروری، جنگلداری و توسعه شهری و صنعتی دارای توان مناسبی نیست. نتایج مقایسه توان پهنه با کاربری فعلی آن نشان میدهد که در بخش وسیعی از پهنه شمالشرقی که فقط برای حفاظت توان دارد، در حال حاضر کشاورزی انجام میشود و در بخش اعظم مناطقی که برای حفاظت و تفرج گسترده در نظر گرفته شدهاند، اراضی بایر و کاربری مرتع و بیشهزار وجود دارد. نتایج این تحقیق لزوم توجه بیشتر به اقدامات حفاظتی و کاهش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی در این پهنه آسیبپذیر را نمایان میسازد. از آن جایی که فرایند ارزیابی توان اکولوژیک سرزمین، غالبا مستلزم صرف زمان و هزینه قابل ملاحظهای میباشد، یکی دیگر از اهداف تحقیق حاضر، معرفی قابلیت تلفیق علم و فناوری سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی با مدلهای اکولوژیک موجود، جهت ارزیابی توان اکولوژیک کشور از جهت اهمیت آن در تسریع، تدقیق و بهروزرسانی اطلاعات و خروجیهای مدلهای موجود و در نهایت تسریع در فرایند آمایش سرزمین میشود که در حال حاضر از مهمترین چالشهای پیش رو جهت حصول به توسعه پایدار درکشور است.