ارزیابی انتشار فضایی جمعیت در شهرهای کوچک و میانی از هسته مرکزی در شرایط رشد افقی (مطالعه موردی: شهر طرقبه)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه فردوسی مشهد

2 عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30473/psp.2021.57444.2429
چکیده

این مطالعه به دنبال آن است تا با تکیه بر مدل­های تحلیل فضایی و در چارچوب نگرش «انتشار فضایی»، جایگاه هسته مرکزی شهر طرقبه را از منظر گروه­های جمعیتی، در شرایط رشد آرام (قبل از 1385) و رشد سریع (بعداز 1385)، مورد ارزیابی قرار ‏دهد. متغیرهای تحقیق شامل تعداد جمعیت، تعداد زنان، سالخوردگان، جوانان، شاغلین، بیکاران و کم‏سوادان و مقیاس تحلیل در سطح 1476بلوک شهری و طی سه دوره زمانی1375، 1385و 1395 است. برای این منظور ضمن ایجاد پایگاه اطلاعات مکانی از ویژگی­های جمعیت شهر طرقبه و هسته مرکزی آن و با استفاده از ابزارها و تکنیک­های آماری-فضایی همچونGetis-Ord Gi  و  Grouping Analysisبه ارزیابی و تحلیل داده‏ها پرداخته شد. نتایج این ارزیابی نشان می‏دهد تا قبل از 1385، هسته مرکزی منشأ تمام گروه­های جمعیتی و متمایز از سایر محدوده‏های شهری است. اما پس از 1385، گروه­های جمعیتی با الگوی غالب «انتشار فضایی پیوسته» از هسته مرکزی خارج و در پیرامون آن ساکن می‏شوند. مدل­های تحلیل فضایی نشان می‏دهند که در نتیجه این تغییرات، هسته مرکزی طرقبه، جایگاه خود را در مقایسه با سایر محدوده‏های شهری از دست نمی‏دهد؛ بلکه این فرایند، سبب شبیه‏تر شدن برخی محدوده‏ها به هسته مرکزی و تکثیر ویژگی­های جمعیتی هسته مرکزی در سایر محدوده‏ها می‏شود. انتشار گروه­های جمعیتی در پیرامون هسته مرکزی و چسبیده به آن، از سویی بیانگر تمایل افراد به‏حضور در این محدوده و نمایش پیوستگی و انسجام فضایی و از سوی دیگر بیانگر وجود الگوی متمایز از تحولات هسته مرکزی در شرایط رشد کالبدی در شهرهایی از این قبیل و تفاوت آن با الگوهای تعمیم­یافته ناشی از تحولات شهرهای بزرگ خواهد بود.