تأثیر قراردادهای مشارکت در تولید، بیعمتقابل و قرارداد نفتی ایران IPC بر مسیر بهینه تولید و حفاری میدان یادآوران: رویکرد بهینهیابی پویا.
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، اقتصاد نفت و گاز، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه اقتصاد انرژی، دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 استادیار و عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات بینالمللی انرژی، تهران، ایران
doi
10.22054/jiee.2022.68521.1932چکیده
در این مطالعه برآوردِ مسیر بهینه تولید از میدان نفتی یادآوران و عملیات حفاری آن که بهدلیل مجاورت با کشور عراق از اهمیت ویژهای برخوردار است، با استفاده از دادههای واقعی میدان و بهوسیله الگوریتم SQP توسط نرمافزار متلب بررسی شدهاست. ابتدا تابع هدف، قیود هر مدل قراردادی، و هزینه تعریف شده و بر پایه دادههای میدان بیان شدهاند. برای تابع هدف، قیمت نفت بر اساس سناریوی قیمتی مرجع و با تکیه بر پیشبینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تعین شدهاست. تابع هزینه نیز بر اساس مدل کائو و همکاران (2009) تعریف شده با استناد به دادههای میدان و نیز اطلاعات تاریخی میدان (دوره توسعه فاز یک) با هدف کاربستِ آن برای میدان یادآوران تعدیل شده است. در نهایت مدلهای قراردادی تصریحشده بهوسیله الگوریتم SQP توسط نرمافزار متلب حل گردید. نتایج مطالعه نشان میدهد که کارآمدترین قراردادهای نفتی قراردادهای نفتی ایران با کف هزینه سرمایهای کم و بدون هیچ محدودیت تعداد چاههای حفرشده است. در این پژوهش اثبات گردید که قرارداد بیع متقابل با سقف هزینه سرمایهای غیر مناسب با ضریب بازیافت میدان کمترین کارآمدی را ثبت کرده است. همچنین اضافهنمودنِ قید تعداد چاههای حفرشده بیش از حد مناسب به کارآمدی قرارداد نفتی ایران لطمه میزند. تعیین کف هزینه سرمایهای بالا نیز باعث میشود که کارآمدی قراداد نفتی ایران کاهش یابد. بههرحال قرارداد نفتی ایران میتواند جایگزین مناسبی برای قرارداد بیع متقابل باشد.