شناسایی خوشه‌‌های صنعتی و تعیین پهنه‌‌های مناسب توسعه صنعتی با استفاده از مدل‌‌های تصمیم‌‌گیری چند معیاره در محیط GIS (مطالعه موردی: شهرستان‌‌های گرگان، گنبدکاووس و آق‌‌قلا در استان گلستان)

نویسندگان

1 استادیار، دانشگاه گلستان، دانشکده علوم انسانی، گروه اقتصاد، گلستان، ایران

2 دکتری ارزیابی و آمایش سرزمین، دانشگاه علوم و کشاورزی منابع‌طبیعی گرگان، دانشکده شیلات و محیط‌زیست، گروه محیط‌زیست، گرگان، ایران

3 دانشیار، دانشگاه علوم و کشاورزی منابع طبیعی گرگان، دانشکده شیلات و محیط زیست، گروه محیط‌زیست، گرگان، ایران

4 استاد، دانشگاه علوم و کشاورزی منابع طبیعی گرگان، دانشکده شیلات و محیط زیست، گروه محیط‌زیست، گرگان، ایران

doi
10.22034/eiap.2023.179866
چکیده

امروزه توسعه روز افزون جامعه شهری، متاثر از رشد جمعیت و مهاجرت، به ساخت و سازهای بدون برنامه‌‌ریزی و گسترش مهار نشدنی شهرها منجر شده است. در این میان بخش صنعت یکی از مهمترین عواملی است که تاثیر و توان زیادی در تمرکز جمعیت و فعالیت‌‌های مختلف و در نتیجه تسریع روند رشد داشته و تغییرات زیادی در سیمای سرزمین به وجود آورده است. عدم توجه مناسب به برنامه‌‌ریزی فضایی منطقه‌‌ای، اغلب باعث می‌‌شود مناطق صنعتی به شکل برنامه‌‌ریزی نشده در فضای منطقه‌‌ای پخش ‌‌شوند و ناپایداری توسعه را به ارمغان آورند. هدف اصلی این مطالعه شناسایی خوشه‌‌های صنعتی و تعیین پهنه‌‌های بهینه توسعه صنایع است. در این مطالعه با استفاده از اطلاعات آماری و با به‌‌کارگیری روش‌‌های آنالیز ضریب مکانی، اثرات تجمعی و رقابتی صنایع، خوشه‌‌های صنعتی شهرستان های گرگان، گنبدکاووس و آق قلا شناسایی شدند. سپس، با استفاده از 16 شاخص به عنوان فاکتور و محدودیت در قالب مدل تصمیم‌‌گیری WLC و OWA در محیط GIS به مکان‌‌یابی پهنه‌‌های مناسب استقرار صنایع پرداخته شد. با توجه به نتایج پژوهش، پنج خوشه صنعتی صنایع مواد غذایی و آشامیدنی، چوب و محصولات چوبی بجز مبل، تولید کاغذ و محصولات کاغذی، ساخت فرآورده‌‌های نفتی تصفیه شده و ساخت مواد و محصولات شیمیایی در منطقه مطالعاتی شناسایی شدند. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌‌دهد پهنه‌‌های مناسب جهت استقرار صنایع، حوزه‌‌های مجاور سکونت‌‌گاه‌‌های شهری، به دلیل مزیت جغرافیایی، نزدیکی به زیرساخت‌‌های شهری و سهولت دسترسی به نیروی انسانی می‌‌باشند. شهرستان‌‌های گنبدکاووس و آق‌‌قلا به‌‌ترتیب دارای بیشترین و کمترین مساحت پهنه‌‌های مناسب مکان‌‌گزینی توسعه صنعتی بودند.