ابن ابي عتيق وتطوّر نقد

نویسندگان
doi
چکیده

نقد در عصر جاهلي فاقد «مقياس ومعيار»، وفقط بر اساس ذوق ناقد بود. نقد اين دوره به دوراز هرگونه تعليل وتحليل ارائه مي‌شد. با ظهور اسلام اوّلين نقطه تطوّر نيز براي نقد آشکار، و اوّلين مقياس و معيار که همان دين واخلاق بود نيز براي نقد پيدا شد؛ يعني از آن پس، شعر را با مقياس ومعيار دين سنجيدند، هر شعري منطبق و موا فق با مبادي دين بود حکم به خوبي آن کرده و آن ‌را مي پذيرفتند ودر غير اين صورت آن را مردود وفاقدارزش مي‌دانستند. اواخر قرن اوّل هجري که عصر پيدايش گرايش‌ها و احزاب سياسي متعددي بود که هر يک براي بيان ديدگاه‌هاي خود وتبليغ آن، شاعراني را در اختيار داشتند، بازار شعر وشاعري و به دنبال آن نقد و نقّادي رونق چشمگيري پيدا کرد. در اين برهه، ابن ابي عتيق که ناقدي خوش ذوق وتيز بين بود پا به عرصه نقد وادب نهاد وبا نقّادي‌هاي دقيق، ظريف و آکنده از طنز وشوخي خود، نقطه جديدي را در تطوّر نقد به وجود آورد. در اين مقاله سعي شده که با آراء نقدي اين ناقد برجسته آشنا شده و نيز ريشه‌هاي مباحثي را که امروزه در نقد مطرح مي‌شود، در نقّادي‌هايي که از وي نقل شده پيگيري کنيم.