تأثیر حل مسئله همیارانه بر یادگیری دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استادیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 استاد گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30466/ntea.2025.56267.1025چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش حل مسئله همیارانه بر یادگیری دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی بود. این پژوهش تلاش داشت نشان دهد که آیا روش حل مسئله همیارانه میتواند باعث بهبود یادگیری در دانشآموزان شود یا خیر.روش تحقیق: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروههای کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان پایه پنجم شهر شیراز در سال تحصیلی 1403–1402 بود و نمونهگیری بهصورت هدفمند از مدرسهای با شرایط متوسط انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل آزمونهای محققساخته علوم با تأیید روایی و پایایی (آلفای کرونباخ 0.72) بود. گروه آزمایش با روش حل مسئله همیارانه طی ۷ جلسه آموزش دید و گروه کنترل آموزش سنتی دریافت کرد. برای تحلیل دادهها پس از آزمون نرمال بودن و همگنی واریانس، از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) با نرمافزار SPSS استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که بین گروه آموزش حل مسئله همیارانه و گروه کنترل تفاوت معناداری در یادگیری دانشآموزان وجود دارد (p<0.01)، همچنین، میزان یادگیری آنها نیز پس از اجرای آموزش حل مسئله همیارانه افزایش قابلتوجهی داشت.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش حل مسئله همیارانه میتواند بهطور مؤثر یادگیری علوم تجربی دانشآموزان را ارتقا دهد؛ بنابراین، استفاده از این روش آموزشی در مدارس ابتدایی میتواند بهعنوان یک راهکار مناسب برای افزایش کیفیت یادگیری و تعاملات اجتماعی دانشآموزان موردتوجه قرار گیرد.