ارائه مدل تأمین مالی صنعت فتوولتائیک در ایران - ترکیب نظریه داده بنیاد با شبکههای عصبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
2 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
10.22054/jiee.2022.63746.1867چکیده
به دلیل ضرورت توسعه صنعت فتوولتائیک که از لزوم کاهش وابستگی اقتصاد کشور به سوختهای فسیلی و کاهش آلودگی هوا ناشی میشود، هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی جهت تأمین مالی این صنعت در کشور است. این تحقیق از نظر هدف، توسعهای ـ کاربردی است؛ توسعهای بودن آن به دلیل ارائة یک چارچوب برای تأمین مالی صنعت، و کاربردی بودن آن به دلیل امکان کاربرد مستقیم نتایج در توسعه این صنعت است. برای مدلسازی، از ترکیب روش کیفی داده بنیاد و روش کمی شبکههای عصبی مصنوعی استفاده شده است. جامعه تحقیق مشتمل بر خبرگان حوزه مالی، اقتصادی و فنی صنعت فتوولتائیک بوده که از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته و رویکرد نمونهگیری هدفمند، ترکیب روش حداکثر تنوع با روش گلوله برفی، 25 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتهاند. یافتهها نشان داد که صندوقهای سرمایهگذاری از راهبردهای اصلی تأمین مالی عمومی، وام بانکی از راهبردهای تأمین مالی شخصی، قرارداد خرید تضمینی از مشوقهای دولتی، تأمین مالی دولتی از محل تعدیل تعرفه برق فسیلی و وجود ضمانتها و بیمهها، از جمله اولویتهای راهبردی تأمین مالی این صنعت شناسایی شدند. در نتیجه نهایی میتوان بیان داشت که با توجه به بسترهای موجود در کشور، در مدل تأمین مالی صنعت فتوولتائیک از طریق راهبردهای متنوع، دید سودآوری و فضای حمایتی برای صنعت ایجاد میشود.