نقش مدل رویکرد اعتماد اولیه، تناسب وظیفه- فناوری و انتظار عملکرد بر قصد رفتاری تحلیل کلان دادهها در چارچوب حسابرسیهای بانکی
نویسندگان
1 کارشناسیارشد حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22034/jpar.2026.2077130.1479چکیده
شناخت عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از کلاندادهها در مشاغل مرتبط با حرفه حسابرسی از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش مطالعه عوامل مؤثر بر قصد رفتاری تحلیل کلاندادهها توسط حسابرسان بانکی بر اساس مدل رویکرد اعتماد اولیه، تناسب وظیفه - فناوری و انتظارات عملکرد است. جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان بانکی شاغل در بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری شامل 386 نفر انتخابی بر اساس فرمول کوکران است. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه، بازه زمانی پژوهش زمستان ۱۴۰۳ و روش تجزیهوتحلیل آماری دادهها بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارSmart PLS است. طبق نتایج پژوهش مؤلفههای اعتماد اولیه و انتظار عملکرد بر قصد رفتاری تحلیل کلاندادهها توسط حسابرسان بانکی اثر معنادار و مثبت دارد اما مؤلفه تناسب وظیفه - فناوری اثر معنادار ندارد. با توجه به این نتایج؛ بهکارگیری تکنیکهای نوآورانه برای پردازش و تحلیل دادهها در چارچوب حسابرسیهای بانکی ضرورتی انکارناپذیر محسوب و پذیرش تحلیل کلاندادهها بهعنوان یکی از دستاوردهای نوین فناوری میتواند نقش مؤثری را در تحلیل دادههای بانکی و درک روابط پیچیده اطلاعاتی بین این دادهها توسط حسابرسان بانکی، فراهم سازد.