مطالعه رابطه علی مصرف حاملهای برق، گاز طبیعی و فرآوردههای نفتی با ارزش افزوده زیر بخشهای منتخب صنعت ایران: رویکرد بوت استرپ پنلی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ‎ریزی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز
2 دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز
3 دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز
doi
10.22054/jiee.2021.58828.1823چکیده
رابطه بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی یکی از موضوعات چالشبرانگیز است و در مطالعات مختلف (که ممکن است برای یک کشور خاص نیز انجام شده باشند)، نتایج متفاوتی حاصل شده است. در بسیاری از تحقیقات، روشها و ابزارهایی جهت مطالعه این ارتباط استفاده شده، که بعداً ثابت شده است که از کارایی لازم برخوردار نبودهاند. در این مطالعه با بکارگیری یک رویکرد جدید علیت که توسط کونیا (2006) ارائه شده، رابطه بین سه حامل انرژی، گاز طبیعی، برق و فرآوردههای نفتی با ارزش افزوده شانزده زیربخش اصلی صنعت در بازه 1395-1374 با رویکرد بوت استرپ پنلی مورد بررسی قرار گرفته است. مزیت رویکرد کونیا، این است که در آن برخلاف روشهای سنتی، به دو مقوله ناهمگنی ضرایب و همبستگی بین مقطعی نیز توجه شده و این موضوع باعث میشود تا تخمین پارامترها کاراتر باشد. نتایج نشان میدهد که در پنج زیربخش صنعت «تولید محصولات لاستیکی و پلاستیکی»، «تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی»، «تولید ماشین آلات و تجهیزات طبقهبندی نشده در جای دیگر»، «تولید ماشین آلات مولد و انتقال برق و دستگاههای برقی طبقهبندی نشده در جای دیگر»، «تولید وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیم تریلر» رابطه علی یک طرفه از سمت ارزش افزوده به مصرف گاز طبیعی، و در یک زیربخش «صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی» رابطه دوطرفه بین این دو متغیر وجود دارد. همچنین، نبود رابطه علی بین مصرف برق و ارزش افزوده در شانزده زیربخش صنعت مورد بررسی و وجود رابطه یک طرفه از سمت ارزش افزوده به مصرف فرآوردههای نفتی تنها در زیربخش «تولید سایر وسایل حمل و نقل» بدست آمده است. مطابق نتایج این تحقیق، در مجموع به نظر میرسد که مصرف انرژی نقش پیشران رشد را در اقتصاد ایران ایفا نمینماید و دولت میتواند بدون نگرانی از تبعات منفی آن، به اجرای سیاستهای آزادسازی قیمت انرژی و مدیریت تقاضای آن بپردازد..