شناسایی و رفع موانع اصلی بازیافت پسماندهای تولیدی در واحدهای صنعتی کوچک و متوسط با استفاده از رویکرد تلفیقی ISM، LCA و AHP (مطالعه موردی: شهرک صنعتی شماره دو ارومیه)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد مهندسی عمران- محیطزیست، دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 استادیار گروه عمران، دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
چکیده
مدیریت پسماندهای قابل بازیافت واحدهای کوچک و متوسط شهرکهای صنعتی، از طریق شناسایی موانع و طرحریزی برنامههای اجرایی رفع موانع اصلی، با به کارگیری روشهای تحلیل سلسله مراتبی و ارزیابی چرخه عمر، هدف اصلی مقاله حاضر است. شهرک صنعتی شماره دو ارومیه به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. تعداد نُه مانع در زمینه مدیریت ضعیف کنونی پسماندهای قابل بازیافت، شناسایی شد. با اعمال روش ISM، موانع B5 (جذابیت اقتصادی اندک برای پیمانکار جمعآوری)، B1 (نبود آگاهی عمومی)، B9 (نبود دفتر تحقیق و توسعه) و B3 (اطلاعرسانی نامناسب)، با قرار گرفتن در گروه عوامل مستقل، موانع کلیدی این مطالعه محسوب میشوند. با توجه به اهمیت اصلاح مانع B5 در بهبود روند مدیریت کنونی، دو سناریوی جمعآوری مخلوط و مجزای زایدات قابل بازیافت از واحدهای صنعتی کوچک و متوسط، تعریف شدند. با استفاده از رویکرد LCA، میزان انتشارات ناشی از سناریوهای یک و دو به ترتیب 86/17- و 15/22- MTCE/yr و انرژی مصرفی حدود 558/0 و 545/0 MBtu/yr برآورد شد. درآمد خالص فروش مواد پردازش شده نیز به ترتیب 819 و 192 میلیون ریال در سال (سال انجام تحقیق 1396) تخمین زده میشود. نتایج تحلیل سلسله مراتبی بر اساس سه معیار محیطزیستی، اقتصادی و فنی/اجتماعی و زیرمعیارهای مربوطه، حاکی از اهمیت معیار اقتصادی در فرآیند تصمیمگیری است. در نهایت سناریوی یک با امتیاز 5028/0 به عنوان گزینه برتر انتخاب شد. در مقاله حاضر رویکردی جدید برای انجام آنالیز حساسیت پیشنهاد شده است. اگر وزن معیار محیطزیستی به کمتر از 22/0 محدود شود، در هر شرایطی از نقطه نظر وزن معیار اقتصادی، سناریوی دو برتر خواهد بود.