تعدیل مدلهای داده- ستانده برای تامین استانداردهای محیطزیستی در فرآیند اجرای اقتصاد مقاومتی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت کشاورزی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
2 استادیار، گروه اقتصاد کشاورزی، واحد شهرقدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه حسابداری، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
یکی از سیاستهایی که درارتباط با اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، راهبرد جایگزینی واردات میباشد. در شرایط کنونی که تحریم از بیرون اقتصاد تحمیل میشود، راهبرد جایگزینی واردات بهویژه سیاست جایگزینی واردات نهایی گریزناپذیر است. فرآیند جایگزینی واردات نهایی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی میتواند با افزایش رشد فعالیتهای اقتصادی منجر به افزایش انتشار آلایندهها در هوا و آثار منفی محیطزیستی شود. ازاینرو درمطالعه حاضر، مسایل محیطزیست، درکنار اهداف اقتصادی در سیاست جایگزینی واردات نهایی بررسی شده است تا بتوان راهکارهای مناسب که تامینکننده هردو استانداردهای محیطزیستی و مقولههای بااهمیت اقتصاد باشد، را ارایه نمود. برای حصول به این هدف، از مدلهای تعدیلشده داده- ستانده محیطزیستی برای برآورد میزان ارزش افزوده، اشتغال و انتشار آلایندهها در هفده بخش فعال اقتصادی در حوزه جایگزینی واردات نهایی استفاده شده است. برای تعمیم مدل داده- ستانده متداول به مسایل محیطزیستی، از الگوی تعاملی با ایجاد بلوک اضافی چهارم برای شامل نمودن ستانده محیطزیستی استفاده شده است. اطلاعات اقتصادی از جداول داده- ستانده معمول و گزارشهای وزارت صمت و اطلاعات مرتبط با بخش محیطزیستی از ترازنامه انرژی استخراج شده است. نهایتا برای بررسی آثار مختلف توسعه جایگزینی واردات نهایی بر مبنای تحلیل داده- ستانده از رابطه تراز تولیدی لئونتیف استفاده شد. رابطه مذکور با توجه به الگوی حسابداری کلان منابع رشد، نوشته شده است. با تببین مقداری مبادلات موجود میان اهداف اقتصادی و محیطزیستی، بخشها را میتوان در چهارگروه (پتانسیل پایین اقتصادی و آلایندهزایی بالا، پتانسیل پایین اقتصادی و آلایندهزایی پایین، پتانسیل بالای اقتصادی وآلایندهزایی بالا، پتانسیل بالای اقتصادی و آلایندهزایی پایین) متمایز نمود. با توجه به یافتههای مطالعه، توسعه جایگزینی واردات نهایی در بخشهای کمآلاینده و پربازده اقتصادی (محصولات دارویی و بهداشتی، محصولات نساجی، چوب و کاغذ، محصولات غذایی و آشامیدنی) قویا توصیه میشود. زیرا، سیاست جایگزینی واردات نهایی میتواند ضمن تقویت ارتباط درونی این بخشها با دیگر صنایع کشور و درونزایی رشد، به کاهش غیرمستقیم انتشار آلایندهها نیز کمک نماید. اهمیت این موضوع در بخش محصولات دارویی و بهداشتی و محصولات غذایی و آشامیدنی، به دلیل ارتباط اقتصادی برونبخشی قوی و ارتباط محیطزیستی برونبخشی ضعیف آنها با سایر بخشها، بیشتر است. زیرا، ضمن ایجاد بیشترین ارزش افزوده و اشتغال غیرمستقیم، کمترین خسارات غیرمستقیم محیطزیستی نیز حادث میشود.