پایش تغییرات ساختاری در مقیاس زمانی- فضایی بیوم زاگرس ایران با استفاده از مبانی بوم شناسی سیمای سرزمین
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه برنامهریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه برنامهریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه برنامهریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
چکیده
اطلاع از روند تغییر الگوهای ترکیب محتوایی و چیدمان فضایی ساختار اکوسیستم در مقیاس فضایی سیمایسرزمین بیومها، جهت مدیریت بهینه آنها در گذر زمان حایز اهمیت است. در پژوهش حاضر، مطابق با مدل مفهومی برگرفته از اصول بومشناسی سیمایسرزمین، شامل: ساختار، عملکرد و تغییر در مقیاس مکانی، تغییرات چیدمان فضایی عناصر سیستم سیمایسرزمین بیوم زاگرس ایران با مطالعه 26 حوضهآبخیز منتهی به استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شد. تصاویر سنجندههایTM و OLI /TIRS ماهوارهای لندست 5 و 8 برای سالهای 1987 و 2017 پیشپردازش شد و باندهای مناسب با استفاده از آزمون تجزیه مولفههای اصلی انتخاب شد و طبقهبندی کاربری اراضی با استفاده از دو روش حداکثر احتمال (MLE) و شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون (MLP) با 7 لایه ورودی، 6 لایه میانی و 5 لایه خروجی انجام گرفت. اعتبارسنجی و انتخاب کاربری مناسب با مقایسه ضرایب کاپایکلی، صحتکلی، خطایکاهنده و خطایفزاینده بررسی شد. کاربری اراضی طبقهبندی شده روش MLP، با توجه به قدرت تفکیک عوارض و صحت بیشتر، انتخاب گردید و بارزسازی زمانی- مکانی تغییرات انجام شد. نتایج نشان میدهد بیشترین میزان کاهش اراضی بین سالهای 2017- 1987 در کاربری اراضی جنگلی و بیشترین میزان افزایش در کاربری مرتع دیده میشود. مساحت کاربریهای منابع آب و طبقه انسانساخت، دو برابر شده است. گرچه توسعههای انسانساخت نقش کمتری در این تغییرات دارند، لیکن آثار اقدامات انسانی، بهخصوص تغییر اراضی جنگلی به کشاورزی و همچنین ساخت سدهای بزرگ، بسیار وسیع بوده است. از اینرو مدیریت مبتنی بر مبانی بومشناسی سیمایسرزمین در ارتباط فیمابین ساختارشناسی، عملکردشناسی و تغییرپذیری میتواند در جهت پایداری داراییهای طبیعی و تنوعزیستی بیوم زاگرس ایران مورد استفاده قرار گیرد.