واکاوی مفهوم نظارت درونی در قرآن و حدیث (با رویکردی بر نظریه مبادله جورج هومنز)

نویسندگان

1 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات ، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 گروه علوم قرآن و حدیث،دانشکده الهیات دانشگاه ایلام، ایلام ایران

3 گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام ایلام ایران

4 گروه قرآن و حدیث ، دانشکده الهیات ، دانشگاه ایلام، ایلام ، ایران

doi
10.22034/iued.2024.2023631.2580
چکیده

خودکنترلی«نظارت درونی» مراقبتی‌ درونی و بیانگر استعداد فردی د‌ر کنترل‌ ارادی رفتار‌‌درونی و برون داد‌های رفتاری ‌است که فرد را به انجام رفتا‌‌ر هدایت می‌نماید. این ‌‌‌مقاله‌ با هدف مطالعه ابعاد ‌نظارت درونی ‌در قرآن و حدیث، راهبردهای تحقق آن و مقارنه نظریه جورج هومنز با ابعاد یاد شده نگارش یافته است. روش تحقیق‌ توصیفی-تحلیلی و داده‌ها با روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. یافته‌های پژوهش مؤید آنند که دیدگاه هومنز ‌متأثر ‌از ‌مکتب سوداگرایی و‌ شامل کنشگرانی‌ است که درحال مبادله پاداش‌‌ هستند و متکی بر‌ دو‌ اصل کلی«گرایش به نیکی‌» و «خردگرایی» انسان است. که براساس این اصول،سه قضیه کلی بیان کرده که بیانگر ‌ابعاد نظریه مبادله است‌ و ‌عبارتند از:‌موفقیت،‌محرک و‌محرومیت‌‌ اشباع‌، بُن‌مایه این نظریه گواه آن است که‌ سود و زیان مبنای کنش انسان‌ها و خودکنترلی‌ آن است. از سویی دیگر در قرآن و‌حدیث برنظارت درونی به عنوان یکی از شیوه‌های مهم دستیابی به رستگاری تأکید شده است‌‌؛ در‌این مطالعه قضایای برخاسته از نظریۀ مبادلۀ‌ هومنز با ابعاد خود‌کنترلی در قرآن و حدیث مقایسه شده‌اند.‌ نتیجه: با بررسی منابع اصیل قرآن و ‌حدیث برای نیل به خود کنترلی؛ دو ‌راهکار ‌ترسیم شده است، الف: شناختی ب :رفتاری هومنز نیز‌ مبتکر ‌دیدگاهی است که به رفتارگرایی ‌‌اشتهار‌ دارد و ‌معتقد است که پدیده‌ها را می‌توان با قضایای روانشناختی تبیین کرد و ‌باید این دو، توأمان ایجاد شود، مؤلفه‌های شناختی قدرت درون را افزایش می‌دهد و‌ مؤلفه‌های رفتاری، توان برون را تقویت می‌نماید که عامل گسیل شدن انسان به سمت خود‌کنترلی است .

کلیدواژه‌ها