رهیافت انتقادی از منظر رویکرد جهان سوم به حقوق بین‌الملل: سرآغاز عصری نوین؟

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22054/qjpl.2023.69064.2807
چکیده

دیالکتیک شمال و جنوب در سال­های اخیر بیش از پیش در همه حوزه­ها نمود پیدا کرده است. بسان سایر حوزه­های علم، حقوق بین­الملل نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در مطالعات حقوق بین­الملل در سال­های اخیر بخصوص در مباحث فلسفی، سیر تحول تاریخی در خصوص منشا پیدایش و مبنای تعهدات آن، دانشمندانی ظهور کرده­اند که به طریقی سعی در توسعه­ نگرش شرقی به حقوق بین­الملل داشته و از این نظر که سرمنشا این تفکرات معمولاً کشورهای کمتر توسعه یافته و استعماری بودند، نام آن را «رویکرد جهان سوم به حقوق بین­الملل» نامیده‌اند. این رویکرد که ریشه در جنبش مطالعات انتقادی به حقوق بین­الملل دارد با در نظر گرفتن بینش آسیایی و نیز سیر تاریخی تحول تمدن­های آن، کوشش می­کند تا با جهت­گیری نسبت به پدیده­ منحوس استعمار در کشورهای توسعه­نیافته یا کمتر توسعه­یافته، سرمنشا حقوق بین‌الملل را از مرکزیت اروپا خارج کند و از این دریچه به گفتمانی انتقادی در مورد مباحث موجود حقوق بین‌الملل و حقوق بشر بپردازد. اتخاذ چنین رویکردهایی منجر به ایجاد دوگانگی در نظریات اندیشمندان حقوقی می‌شود. با این وجود، همین امر می‌تواند موجب افزایش گفتمان حقوقی میان ملل مختلف و در نتیجه اعتلای حقوق بین‌الملل و ارتقای وجه جهانشمولی آن گردد. هدف مقاله این است که ضمن بررسی نگرش‌های مختلف این رویکرد، به تحلیل و واکاوی آن بپردازد.