تحلیل فضایی شاخص های توسعه مسکن روستایی با تأکید بر نابرابری درون منطقه ای (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید چمران اهواز

3 استاد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران

doi
چکیده

مسکن به­عنوان یک نیاز اساسی و به­عنوان نمودی از ایفای نقش­های اساسی انسان، پدیده­ای جغرافیایی بوده و نقش مهمی نیز در توسعه جوامع انسانی دارد. هدف اصلی این پژوهش، سنجش و تحلیل فضایی شاخص­های توسعه مسکن در سطح روستاهای استان آذربایجان غربی است. پژوهش حاضر، از نوع کاربردی و روش انجام آن ترکیبی از روش‌های توصیفی ـ تحلیلی است. در این راستا  از 36شاخص در ابعاد زیربنایی و رفاهی، استحکام و سازه، بهداشتی و امکانات و تسهیلات استفاده شده است برای گردآوری داده‌ها از روش کتابخانه‌ای و اسنادی استفاده ‌شده­است. همچنین با استفاده از نظرات کارشناسان، به انتخاب و وزن­دهی شاخص­ها اقدام شد. برای تحلیل و رتبه‌بندی شاخص­ها و داده­ها از مدل‌های تصمیم‌گیری چند معیار شامل تاپسیس (TOPSIS)، ویکور (VIKOR) و توسعۀ انسانی (HDI) و برای رسیدن به یک نتیجه‌ واحد در تحلیل داده‌ها، از تکنیک ادغام (میانگین وزن‌ها، روش بردا و کپ لند) استفاده ‌شده­است. تجزیه‌ و تحلیل شاخص‌ها بیانگر آن است که روستاهای دو شهرستان ماکو و چالدران تقریباً در همه مدل‌های مورد استفاده در تحلیل داده‌ها، به­طور نسبی بالاترین سطح توسعه و در مقابل روستاهای دو شهرستان نقده و میاندوآب پایین­ترین سطح توسعه مسکن روستایی را دارند. همچنین نتایج به‌دست‌آمده براساس مدل ادغام، ضرورت توجه به مقوله عدالت فضایی در توسعه مسکن روستایی را نشان می­دهد که می‌تواند راه­گشای برنامه­ریزان جهت تقویت سطح توسعه، کاهش نابرابری‌ها، رضایت روستاییان از وضعیت مسکن و در نهایت موجب توسعه محلی شود.