نقش سلامتی در ایجاد صلح در مراحل مخاصمه مسلحانه با اشاره به عملکرد سازمان جهانی بهداشت
نویسندگان
1 استادیار حقوق بین الملل، بخش حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22099/jls.2025.46564.4892چکیده
مقدمه: عوامل مختلفی میتوانند نقض حق بر سلامتی، تضعیف و حتی فروپاشی نظام سلامتی یک کشور را به دنبال داشته باشند که در این میان، بروز مخاصمه مسلحانه مهمترین عامل محسوب میشود. تشدید بیماریها، سوءتغذیه، تخریب زیرساختها و ساختارهای نظام سلامت و افزایش بیماریهای روانی از مهمترین آثار مخاصمات هستند. میان سلامتی و صلح بهعنوان دو حق بنیادین بشر، رابطهای متقابل وجود دارد. سلامتی میتواند نقش تأثیرگذاری در صلحسازی در مراحل سهگانه پیش، حین و پس از مخاصمه مسلحانه ایفا کند. در این میان، سازمان جهانی بهداشت ضمن درک اهمیت صلح پایدار، بر نقش ویژه پزشکان و کارکنان سلامت در ایجاد صلح، حفظ و ارتقا آن بهعنوان مهمترین عامل دستیابی به سلامت برای همه تأکید دارد. تردیدی نیست که ایجاد و حفظ صلح از راه سلامتی نیازمند رویکردی چندجانبه است که بدون مشارکت متخصصان بهداشت محقق نمیشود. نظام سلامت بهعنوان پرچمدار درمانِ قبل از آغاز مخاصمه، حین و پس از آن، تکالیفی دارد که آنها را از طریق کارکنان خود به انجام میرساند.در رأس این نظام، سازمان جهانی بهداشت قرار دارد. سازمان جهانی بهداشت ضمن درک اهمیت صلح پایدار، بر نقش ویژه پزشکان و کارکنان سلامت در ایجاد صلح، حفظ و ارتقا آن بهعنوان مهمترین عامل دستیابی به سلامت برای همه تأکید دارد. این مقاله مبتنی بر یک روش توصیفی - تحلیلی به این پرسش پاسخ میدهد که سلامتی چه نقشی در ایجاد صلح در مراحل مخاصمه دارد و در این خصوص، سازمان جهانی بهداشت چه عملکردی داشته است؟ روش: این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع میپردازد. مطالب این مقاله با مراجعه به کتب و مقالات فارسی و انگلیسی گردآوری شده است. اسناد و گزارشهای بینالمللی و همچنین وبسایتها نیز بررسی شده و مطالبی از آنها استخراج شده است. یافتهها: این مقاله استدلال میکند که به دو دلیل کلی، سلامت باید بهعنوان محوری برای ایجاد صلح در نظر گرفته شود. نخست، خدمات اولیه بهداشتی و کیفیت اولیه بهداشت یک حق بشری است. در این مفهوم، بهبود سلامت یک هدف است. بهویژه برای جوامعی که توسط جنگ ویران شدهاند، ارائه خدمات پزشکی و بهداشت عمومی بهبودیافته بسیار موردنیاز و مطلوب است؛ دوم، بهبود سلامت، جزئی جداییناپذیر از دیگر عناصر ایجاد و تثبیت صلح یعنی توسعه اقتصادی، مشارکت سیاسی و پایداری جامعه است. عملاً نظام سلامت میتواند از رهگذر دیپلماسی سلامت و مراقبتهای بهداشتی، نقش کلیدی در حمایت از رشتههای بهداشت، صلح و توسعه و همچنین در تبدیل فرهنگ خشونت به فرهنگ صلح ایفا کند. حین مخاصمه نیز نقش پزشکان، پرستاران و کارکنان حوزه سلامت در کاهش یا رفع مخاصمه و نهایتاً ایجاد و تثبیت بسیار مهم است. احیا یا تقویت اعتماد ازدسترفته جامعه بهویژه از طریق عادلانه کردن روند توزیع خدمات بهداشتی و درمانی راهکار مهمی است که میتواند در این مرحله از مخاصمه مفید باشد. در این خصوص نظام سلامت میتواند با حمایت از ارسال کمکهای بشردوستانه و مشارکت در فرایند گفتگو میان طرفین از رهگذر دیپلماسی سلامت تأثیرگذار باشد و به کاهش یا رفع مخاصمه کمک کند. این مقاله همچنین نتیجه میگیرد که نظام سلامت میتواند ازجمله بهوسیله ارزیابی شاخصهای سلامت عمومی و کمک به ارائه خدمات بهداشتی به پیشگیری از مخاصمه کمک کند. اعتمادسازی میان طبقات اجتماعی، تسهیل همکاریهای بهداشتی، بهبود برابری سلامت از طریق گفتگو بین نهادهای دولتی، بهداشتی و بشردوستانه، ترویج همکاری متقابل و کمک به بازسازی زیرساختهای سلامتی، اقدامهای مهمی هستند که میتواند به صلحسازی در حین و پس از مخاصمه کمک کنند. سازمان جهانی بهداشت نیز سالهاست که تلاش دارد از طریق اجرای دو برنامه «سلامتی بهعنوان پلی برای صلح» و «واکنش بشردوستانه» در مسیر دستیابی به صلح از طریق سلامتی نقشآفرین باشد که البته نتایج آنها علیرغم اثربخش بودن، متغیر بوده است. نتیجهگیری: بهطورکلی، موفقیت و اثربخشی سیستمهای بهداشتی در ایجاد صلح متغیر است. در واقع نمیتوان در مورد میزان تأثیرگذاری برنامههای بهداشتی در برقراری صلح نظر قطعی داد، اگرچه شواهد حاکی از اثربخشی متغیر آنهاست. واقعیت این است که نگاهی به شرایط کشورهای درگیر مخاصمه نشان میدهد که با توجه به موقعیتهای متفاوت آنها از نظر شرایط زمان مناقشه و همچنین تواناییها، ظرفیتها، امکانات بهداشتی، آموزشی و مالی، اثربخشی و موفقیت برنامههای بهداشتی در برقراری و حفظ صلح پایدار در این سرزمینها قطعاً متفاوت است.