تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی (ادبیات غنایی)، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.30465/cpl.2026.10205
چکیده

قصه‌های عامیانۀ هزار و یک‌شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن‌های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می‌دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه‌های پیدا و پنهان اندیشۀ بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می‌کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک‌شب، به روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه‌گانۀ «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می‌کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب‌بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می‌دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می‌کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایۀ تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می‌بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می‌یابد.