تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی،تهران ،ایران.
doi
10.30465/cpl.2025.10203چکیده
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمۀ ماجرایی که بهطور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطۀ میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) میپردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیلهای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقیمی-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی میگردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمیتوان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عملمینماید براین اساس، شناخت، گونهای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته میشد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق مییابد. شناخت دیگر نمیتواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفتهپردازی، که تداعیگر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونهای فشرده روایت میشود؛ اصل و منشأ این گونۀ روایی را بررسی مینماید. در این نوع گفتهپردازی، داستانهای طولانی، در ذهن شاعر مادۀ خام و ابزاری میشود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن میبایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهرهگرفت.