آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران.
doi
10.30465/cpl.2025.10204چکیده
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایتهای مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامة مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر میرسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقة سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسهای این روایت با روایت شاهنامة فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد روایت عامیانه مفصلتر و دارای رخدادهای متنوعتر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوتها مانندِ نحوة شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفتخان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایتهای شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوتهای دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومیسازی است. برخی از تفاوتها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقة افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجة آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبههای گوناگون مانند شخصیتپردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامة فردوسی تفاوتهای بنیادی دارد؛ اما در مجموع یکسانیهایی با روایت شاهنامه دارد.