بازتاب عناصر تراژدیساز در داستان رستم و اسفندیار
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات اسپانیایی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.30465/cpl.2026.10249چکیده
به گواه بسیاری از شاهنامهپژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجمترین داستانهای شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راهها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله، علاوه بر تقسیمبندی بخشهای ششگانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکلگیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که میتوان از آنها با عنوان «عناصر سازندهی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دستهبندی نکرده، اما با تدقیق در رسالهی او میتوان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعهای از ویژگیها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر میخواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شدهاند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که دادههای این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید میکند.