تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنیشناسی شناختی لیکاف و جانسون
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، تهران، ایران،
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران،
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، تهران، ایران،
4 استاد زبانشناسی و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران
doi
10.30465/cpl.2025.10296چکیده
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» میگویند. عشق از مهمترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزلهای سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعارههای معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل میکند. با استخراج نگاشتها و تحلیل کیفی استعارههای مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبهای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره میشود و آنان را به اسارت خویش میآورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمیدهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بیارزش جان است.