نمودهای مهری داستان گیومرت

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدۀ تمدن و مطالعات جهان، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

doi
10.30465/cpl.2025.49383.3309
چکیده

داستان گیومرت، نخستین داستانی است که پس از دیباچۀ شاهنامه با آن روبه‌رو می‌شویم. در این داستان، گیومرت نه در جایگاه نخستین انسان، بل‌که در جایگاه نخستین فرمان‌روا معرفی می‌شود و سوگواری و پوشیدن جامۀ سیاه (برای مرگ سیامک) بسیار پررنگ است که این موضوعات، خلاف اعتقادات مزدیسنان و متن‌های زردشتی است؛ بنابراین، به احتمال می‌توان زیرساخت‌های این داستان در حماسۀ ملّی را در چارچوبی پیشازردشتی و دقیق‌تر بگوییم، اندیشه‌های مهری در نظر گرفت و این فرض را مطرح کرد که داستان گیومرت، دربردارندۀ مفاهیم و مضامین در پیوند با مهر و میترائیسم است. چنان‌که خواهیم دید، آغاز فرمان‌روایی گیومرت به هنگام آمدن آفتاب به برج حمل، وجود معنای متضاد زندگی و مرگ در نام گیومرت، چهرۀ ماه‌مانند و بالای سَرووار او، برآمدن سرِ تخت و بختِ گیومرت از کوه، عدم وجود زن در داستان علی‌رغم وجود فرزندی چون سیامک، پیوند گیومرت با دد و دام و مرغ به ویژه خروس، ساخت شهری به سمت مشرق به دست او و پیوندش با تیر و کمان، همگی چنین ارتباط میان گیومرت و مهر و مهرپرستی را تأیید می‌کند.

کلیدواژه‌ها