قاببندیهای روایی در شاهنامۀ فردوسی (با تکیه بر بخشهای اسطورهای و پهلوانی)
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان ، کردستان، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.30465/cpl.2025.10072چکیده
روایتشناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاببندیهای روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان میکند. قاببندیها، برشهایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق میکنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاببندیهای روایی در شاهنامۀ فردوسی پرداخته شده است. انواع قابها با تکیه بر بخشهای اسطورهای و پهلوانی مشخص و تفسیرشدهاند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه میتوان چهارنوع قاببندی در نظر گرفت. الف)قاببندیهای تعلیمی، ب)قاببندی به شکل براعت استهلال، پ)قاببندی با برجسته کردن سوژۀ سخنگو و ت)قاببندی به مثابۀ ایجاد تعادل در ترکیببندی رخدادها. هر چهار قاببندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست میدهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاببندی رخدادها، تعادل در ترکیببندی آنها به وجود بیاورد.