ریخت شناسی کهن الگوهای فرهنگی و اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی
نویسندگان
1 دانشیار انسانشناسی هنر، گروه نمایش دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی. تهران. ایران
doi
10.30465/cpl.2025.10051چکیده
هدف این مقاله بازشناسی نقشهای فرهنگی و جایگاه اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی، با رویکرد نظری به مکتب «فرهنگ و شخصیت» مارگارت مید و «انسانشناسی نمادین» کلیفورد گیرتز است. سابقهی حضور موثر زن در فرهنگ و جامعهی ایرانِ مبتنی بر سیقوم گونهگون و صدها قبیله، مذاهب، زبانها و سبکهای مختلف زندگی، به هزاره پنجم پیش از میلاد تاکنون برمیگردد. در این میان، بیستوچهار کاراکتر موثر زن در شاهنامه فردوسی با نقشآفرینیهایی ماندگار، شناسانده شدهاند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که تحولات فرهنگی جوامع بومی ایران از عصرِ پیشاهخامنشی، همواره در جهت تکاملگرایی و توسعهی مدنی بوده و زنان نیز قبل از ورود آریاییها به فلات ایران، در زندگی رسمی و فرهنگعامه، سیاست، اقتصاد، ورزش، مراتب نظامی، هنر، صنایع دستی، مدیریت خانه (کدبانویی)، درجات علمی و فرهنگی، نقشآفرین بودهاند و گاهی پیشتر از مردان، به بالاترین درجهی اجتماعی، کهنالگویی، و حتی به مرحلهی زوت، در دین هم میرسیدهاند. این بررسی با رویکرد انسانشناسی تفسیری در سطحی پهنانگر انجام شده و روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی با استناد بر شیوهی تجزیه و تحلیل محتوای کیفی است. نوع مطالعهی اتیک - امیک در فرهنگ زنان ایران، نتایج حاصل از پژوهش را روشن و دقیقتر گردانده است.