بررسی وجوه «ناداستان» در روایت «بر دار کردن امیر حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30465/cpl.2025.9682
چکیده

«ناداستان» قالبی در آفرینش‌های روایی به شمار می‌رود که در دورة معاصر به‌شکل جدی مورد توجه قرارگرفته‌است؛ تاحدی‌که بسیاری از عناوین پرفروش بازارهای نشر به این قالب جدید اختصاص دارد. در کشور ما نیز در دهة اخیر ناداستان با اقبال نویسندگان مواجه ‌بوده‌است. تمرکز بر تعاریف ارائه‌شده و ویژگی‌های احصاشده برای این نوع ادبی، نشان می‌دهد که نوشتن ناداستان، در ادبیات تنها به دوران معاصر منحصر نیست و در طول تاریخ ادبیات آثار بسیاری خلق شده‌اند که می‌توان آنها را در شمار ناداستان‌هایی خلاقانه به حساب آورد. تاریخ بیهقی یکی از این آثار است و روایت «بر دار کردن امیر حسنک» نمونه‌ای متمایز از این نوع. برهمین‌اساس در مقالة حاضر تلاش شده‌است تا ضمن بررسی ویژگی‌های نوع ناداستان در این روایت، چهارچوب‌های نظری این نوع از طریق شواهد متنی تشریح شود. نتایج این بررسی که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می‌دهد مواردی نظیر تلاش برای کسب اعتبار صحت متن، پرداختن به جزئیات برای جلب اعتماد مخاطب، تزریق نویسنده در متن، دراماتیک‌کردن واقعیت و تبدیل گزارش تاریخی به متنی حاوی نکات تأمل‌برانگیز در کنار برجستگی‌های ادبی و زبانی، ازجمله ویژگی‌هایی هستند که متن روایت بیهقی را به نمونه‌ای قابل تأمل در حوزة آثار ناداستانی مبدّل ساخته‌اند.