بررسی تصحیح لطائفالتفسیر زاهد درواجکی؛ نمونۀ موردی سورۀ صافّات
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.30465/cpl.2024.9255چکیده
لطائفالتفسیر از تفاسیر کهن و کامل فارسی است که این سالها توسّط خانم سعیده کمائیفرد و به همّت مؤسّسه میراث مکتوب و عمدتاً بر پایۀ استفاده از دو نسخه به زیور چاپ آراسته و در پنج جلد منتشر شده است. بنای این نوشتار بر آن است که دربارۀ تصحیح این اثر با تکیه بر تصحیح سورۀ صافّات[i]، نظر خود را اعلام کند. گزینش این نمونه، کاملاً، اتّفاقی بوده و حجم نسبتاً مناسب سوره و تنوّع مسائل مطرحشده در آن و افتادگی نسخۀ اساس در نیمۀ پایانی سوره در انتخاب سوره بیتأثیر نبوده است. نویسندگان این نوشته بر این باورند که کاستیهای متنوّعی در تصحیح این اثر رخ داده، این کاستیها را عمدتاً به دو دستۀ «صوری» و «محتوایی» میتوان دستهبندی کرد. مقاله شواهد و یا بهعبارتی مستندات مربوط به هر دسته را از متن بیرون کشیده، در جای مناسب آن قرار داده و بنای کار را بر اختصار و تکیه بر بدخوانیهایِ قطعی گذاشته است. تنگی فضای مقاله پرداختن به علل کامل بدخوانیها را سلب کرده و زمینه را بر اشارۀ کوتاه به آن علّتها فراهم کرده است. نتیجهای که از این گفتار حاصل میشود این است که تصحیح مجدّد لطائفالتفسیر، کاملاً، محسوس است؛ امّا در صورتی هم که دربارۀ روایی یک سوره نسبت به تمام تفسیر تردیدی باشد، دلایل محکم و معتبر دیگری در حوزۀ تصحیح از قبیل کنارگذاشتن نسخهبدل قدیمی متعلّق به آستان قدس رضوی، در اختیار نداشتن نسخۀ کامل و خوشخط مربوط به کتابخانۀ ابوریحان بیرونی تاشکند، عدم مراجعۀ مصحّح به متون کهن تفسیری و لغوی و بدخوانیهای ناشی از کمتوجّهی به سیاق و بافت کلام، مخاطب را به سوی چنین باوری سوق میدهد.