تحلیل «گستاخی با حقتعالی» در داستان عمید خراسان به روایت عطار و مولوی با تکیه بر «نظریۀ نفی و اثبات»
نویسندگان
1 دانشآموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران،
doi
10.30465/cpl.2024.9157چکیده
این پژوهش به تحلیل مفهوم «گستاخی با حقتعالی» در داستان عمید خراسان به روایت عطار و مولوی میپردازد. بنیان نظری پژوهش براساس نظریۀ عرفانی «نفی و اثبات» است. این پژوهش که با روشی توصیفیتحلیلی تدوین یافته، برآنست تا بهاستناد شواهد موجود در آثار عطار و مولوی و با تکیه بر نظریۀ «نفی و اثبات»، به تحلیل تناقض موجود از مفهوم گستاخی با خدا در داستان عمید خراسان به روایت منطقالطیر و مثنوی پرداخته، تفسیر درستی جهت شناخت دیدگاه این دو عارف ارائه دهد.اگرچه مقایسۀ مفهوم گستاخی در روایت منطقالطیر با مثنوی از داستان یادشده، گویای آن است که دو روایت، از گفتمان واحدی پیروی نمیکنند، چنانکه روایت عطار دلالت بر نیکوداشت گستاخی با خداوند و روایت مولوی تأکید بر نکوهش او دارد؛ اما با بررسی گستاخی در کلّیت آثار هر دو عارف میتوان دریافت که دیدگاه همسویی دارند. یعنی حال گستاخی با خدا در نگرش عطار و مولوی در دو ساحت انعکاس دارد: نخست در ساحت عبودیت که نکوهیده و درخور نفی است. دوم در ساحت عشق که نیکو و درخور اثبات است؛ ازاینرو تفاوت روایت عطار با مولوی از داستانی واحد، نشانۀ اختلاف دیدگاهشان نیست، بلکه نشانۀ اهتمامشان به پرداختن وجهی از وجوه متفاوت گستاخی است.