نور و ظلمت در حکمت خسروانی با متافیزیک هانری کُربن و عرفان بایزید بسطامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران

4 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران

doi
10.30465/cpl.2022.40359.3068
چکیده

جهان دو بخشی نور و ظلمت، قدمت زیادی دارد. در تصور ایرانیان باستان دو اصل در ابدیت وجود دارد؛ یکی اهورامزدا و دیگری اهریمن نام داشت. پرسش جستار این است که شالودۀ نور و ظلمت در حکمت خسروانی چیست؟ و این دو مفهوم در اقوال و احوال بایزید و متافیزیک هانری کربن چگونه تببین شده اند؟ هدف این پژوهش تبیین ماهیت نور و ظلمت در عرفان بایزید و پیوند آن با حکمت خسروانی و انعکاس این مقوله با عوالم هانری کربن در گسترۀ ایران باستان است. یافته های پژوهش این است که دوگانه های نور و ظلمت دو جوهر مجزا با ماهیت متفاوت هستند که درحکمت خسروانی و عرفان بایزید بسطامی درستیز بوده اند. هانری کُربن متافیزیک تفکر سهروردی را با رمانتیسم آلمانی، مزدائیسم، مانوی، هرمسی و تصوف روزبهان بقلی، نجم‌الدین کبری، نجم‌الدین رازی به هم پیوند می دهد. جهان بینی مزدیسنا هم بر نور و ظلمت است. نور ظاهرِ فی نفسه و مُظهِرِ غیر است. ظلمت هم جوهر غاسق است وهیئت ظلمانی دارد. قهرمان تفکر عرفانی، مرد نورانیِ دربند تاریکی است که در اندیشۀ رهایی است. ایده و تجربه او نیز در پیوند انسان نور و راهنمای او به هم می پیوندند. بایزید نیز خود نور خداوند و نیل به آن را در تفکر عرفانی خود منظور داشته است.