رهیافت‌ های پژوهشی در برنامه‌های آموزش و توسعه عصبی‌ شناختی منابع انسانی

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. نویسنده مسئول؛ رایانامه: fatemehzargaran@gmail.com

3 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

4 استادیار گروه مدیریت بازرگانی ،دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
چکیده

به‌کارگیری ابزارهای عصبی‌شناختی در مدیریت و سازمان به  نتایج فوق‌العاده‌ای منجر شده است. توسعه منابع انسانی یکی از اهداف متعالی در تحقق اهداف سازمانی است. هدف پژوهش کنونی ارائه الگوی آموزش و توسعه عصبی‌شناختی منابع انسانی است. با استفاده از روش نظریه داده بنیاد چندگانه ‌مرور نظام‌مند پیشینه پژوهش به‌صورت فراترکیب و مصاحبه با 21 خبره به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انجام شد. رهیافت‌های عصبی‌شناختی در توسعه منابع انسانی مشتمل بر 73 مفهوم و 18 مقوله در 6 دسته‌بندی ارائه شد. در این پژوهش علل و پیشران‌های به‌کارگیری عصبی‌شناختی در توسعه منابع انسانی به‌صورت خرد و کلان بررسی شد، مقوله محوری با مدیریت استعداد عصبی‌شناختی و توسعه فردی، مفهوم‌سازی شد و عوامل مداخله‌گر به‌صورت چالش‌های اخلاقی، انسانی، ابزاری، محیطی و سازمانی شناسایی شدند. مطابق با نظر خبرگان راهبردهایی در سه سطح فردی، سازمانی و ملی تنظیم شد و پیش‌بینی شد که الگوی آموزش و توسعه عصبی‌شناختی منابع انسانی به پیامدهایی در نظریه‌پردازی، خودآگاهی عصبی‌شناختی و توسعه عصبی‌شناختی سازمانی بیانجامد. درنهایت و با در نظر گرفتن تحولات سریع فناوری‌های سازمانی، روندهای آتی در سه دسته همگرایی فناوری‌ها، مطالعات بین‌رشته‌ای و تغییر پارادایم دسته‌بندی شدند. خبرگان تأکید کردند که استفاده تدریجی از ابزارهای عصبی‌شناختی توسط کارشناسان و مشاوران توسعه منابع انسانی، تخصیص بودجه در سطح سازمانی و ملی برای انجام و حمایت از تحقیقات بین‌رشته‌ای و ایجاد آگاهی و دانش برای انجام تحقیقات به‌صورت حرفه‌ای و تکرار آن قبل از تعمیم از مهم‌ترین اقدامات در برنامه‌های آموزش و توسعه عصبی‌شناختی منابع انسانی است.