شادی و خوشبختی در متن‌های باستانی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.30465/cpl.2023.40080.3062
چکیده

یکی از اساسی‌ترین محورهای فلسفه و عرفان باستانی ایران، شادی و خوشبختی و توجه به احساسات وجد انگیز است. بنا بر منابع تاریخی، زرتشت تنها پیامبری است که خندان متولد شد و در اوستا، برخی کتیبه‌های باستانی ایران و متن‌های فارسی میانه، اهمیت شادی و سفارش به آن مشاهده می‌شود. در اوستا، واژه‌های حوزه‌ی معنایی شادی بیشترین بسامد را دارند. اهورامزدا پروردگار شادی‌بخش است، زرتشت خود پیامبری شاد و پیغام‌آور شادی است. مؤمنان در نمازشان با شادی سخن می‌گویند. ایزدان مهر، اشی، تیشتر، آناهیتا برای مردم شادمانی به ارمغان می‌آورند و نهایت آرزوها، آرزوی شادمانی(خوشبختی) است. در این پژوهش ضمن کاوش در مفهوم و ریشه‌ی دو واژه‌ی شادی (šādīh) و رامش (rāmišn) در اوستا، کتیبه‌های فارسی باستان، متن‌های مانوی و پهلوی زرتشتی، تلاش می‌کنیم، تصویری نزدیک به آنچه این متن‌ها از مفهوم شادی اراده می‌کنند به نمایش گذاشته و ضمن اثبات اهمیت این مفاهیم در جهان‌بینی ایرانی، یافته‌های جدیدی در این زمینه ارائه کنیم. به‌طور خلاصه شادمانی در این متن‌ها از گیتی آغاز می‌شود و به مینو می‌پیوندد. احساسی که با لذت‌های دنیوی، خرسندی و خردمندی، کار و خودشکوفایی، اندیشه‌ی نیک، فراوانی، صلح، راستی، مناجات‌ و اعمال دینی و نهایتاً سعادت پس از مرگ و جاودانگی در ارتباط است.