بررسی انتقادی نظام سهبنی ژرژ دومزیل در شاهنامه و مهابهارت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز. شیراز،ایران.
2 استاد ،گروه زبانهای خارجی و زبانشناسی، دانشگاه شیراز. شیراز،ایران.
3 استاد ،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز. شیراز،ایران.
doi
10.30465/cpl.2023.41535.3105چکیده
نخستین بار ویکاندر با پژوهشهایی بر مهابهارت و شاهنامه این نظر را مطرح کرد که طبقة جنگجو در میان قوم آریایی، طبقهای مستقل از ساختار اجتماعی به شمار میآمده و روحانیون و کشتورزان دو طبقة دیگر را تشکیل میدادند. دومزیل با قرار دادن گروه فرمانروایان کنار روحانیون در طبقة اول و بررسی ساختار اجتماعی دیگر اقوام هند و اروپایی، نظریة سهبنی بودن ساختار اجتماعی را به دیگر جوامع این قوم تعمیم داد. او بر این باور بود که علاوه بر ساختار اجتماعی، خدایان، خاندانها و حتی مفاهیمی جزئیتر چون پزشکی و فره و آتش در ایران از این ساختار پیروی میکند؛ اما با بررسی دقیقتر این موضوعات در شاهنامه و مهابهارت میتوان گفت بسیاری از تحلیلهای دومزیل قابل تأمل است. در این جستار سعی شده با بررسی انتقادی بنیانهای نظریة دومزیل بر اساس اساطیر و حماسههای هند و ایران، به نقد و تحلیل این نظریه پرداخته شود. با توجه به بررسیها به نظر میرسد طبقات اجتماعی و دیگر مفاهیمی که دومزیل بر آنها تأکید دارد چندان قابل تفکیک و مرزگذاری نیستند. از سویی دیگر طبقة کشتورز در باورهای هند و ایرانی اهمیتی همپای دیگر طبقات نداشته است و بر خلاف نظر دومزیل پیشهوری در این جوامع قدمتی کهن دارد.