واکاوی نقش عواطف در فهم آثار هنری با تکیه بر مثنوی معنوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته حکمت هنرهای دینی، دانشکدهی دین و هنر، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 استادیار دانشکدهی دین و هنر، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 مربی، مدرسه اسلامی هنر، قم، ایران
doi
10.30465/cpl.2023.42068.3118چکیده
از میان مسائل پیرامون ارتباط میان هنر و عواطف، این پرسش که آیا میتوان از نقش عواطف در جهت فهم بهتر آثار هنری یاد کرد یا خیر، مورد توجه ویژهی اندیشمندان قرار گرفته است. عدهای از کارکرد مخرب مواجههی عاطفی با اثر هنری سخن رانده و برخی به نقش مثبت آن اشاره کردهاند. پژوهش حاضر ضمن بررسی آراء عرفانی مولانا در مثنوی معنوی، نقش عواطف را در فهمِ بهتر آثار هنری واکاوی مینماید. یافتههای پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته این موارد را نشان میدهد: از منظر مولانا، مواجههی عاطفی با یک اثر هنری میتواند از طریق ایجاد همدلی با اثر و تغییر در نحوهی توجه به آن، زمینهساز فهم بهتر آن اثر و همچنین پیامهای آن گردد. مولانا در مثنوی، عامدانه و آگاهانه روش بیان هنری را به زبان شعر و از طریق حکایتهای تمثیلی انتخاب کرده و یکی از عناصر اساسی که ضریب نفوذ بیان هنری را افزایش میدهد، نقش مؤثر عواطف در جای جای حکایات مثنوی است.