شناسایی عوامل مؤثر بر ایفای نقش کانونهایتفکر در سیاستگذاری با رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران.
3 دانشجو دکتری مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران.
doi
10.22111/jmr.2025.52243.6397چکیده
در سالهای اخیر افزایش پیچیدگی مسائل عمومی و نیاز به تحلیلهای مبتنی بر شواهد، کانونهایتفکر را به تلاش برای ایفای نقش در سیاستگذاری سوق داده است؛ اما این تلاش به نتایج یکسانی نینجامیده و درنتیجه برخی اندیشکدهها در عرصه سیاستگذاری به بازیگرانی اثرگذار تبدیلشدهاند، درحالیکه برخی دیگر در حاشیه ماندهاند. این موضوع حاکی از وجود عواملی است که بر کیفیت ایفای نقش کانونهایتفکر در سیاستگذاری اثر میگذارند. پژوهش حاضر باهدف شناسایی این عوامل، با بهرهگیری از روش فراترکیب استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در پایگاههای منتخب بینالمللی و داخلی در بین سالهای 1995 تا 2025 بود، که پس از غربالگری، 27 مطالعه انتخاب و بررسی شدند. تحلیل دادهها با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری به کمک نرمافزار ATLAS.ti انجام شد. بر اساس یافتهها، دوازده عامل در قالب ۳۴ زیر مقوله و 86 کد مفهومی برای اثرگذاری بر ایفای نقش کانونهایتفکر در سیاستگذاری شناسایی شد. سپس، بهمنظور انسجامبخشی به یافتهها و صورتبندی نتایج، چارچوب مفهومی پژوهش تدوین شد. چارچوبی که برخلاف مطالعات پیشین، تصویری جامع از عوامل مؤثر بر نقشآفرینی کانونهایتفکر در سیاستگذاری ارائه میکند و مبنایی برای توسعه بحثهای نظری و برنامهریزی جهت تقویت اثرگذاری سیاستی این نهادهاست. در ایران، با توجه به محدود بودن نقشآفرینی سیاستی بسیاری از اندیشکدهها، کاربست عملی این مدل میتواند مسیر اصلاحات و تقویت ظرفیت اثرگذاری آنها را روشنتر سازد.