تحلیل کنش های سه گانه شخصیت های اساطیری در ساختار روایی دارابنامه طرسوسی از منظر اسطوره شناسی کنشگر ژرژ دومزیل
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30465/CPL.2023.8144چکیده
پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی تلاش میکند با توجه به نظریة کنشگرای ژرژ دومزیل به شناخت ساختار روایی دارابنامة طرسوسی بهعنوان یکی از کهنترین متون اساطیری ایران بپردازد و از این طریق میزان مشابهت کنشهای شخصیتهای آن را با متون اساطیری هندواروپایی بسنجد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار روایی این اثر با متون حماسی هندواروپایی قابل انطباق است و کنشهای سهگانة مطرحشده در رویکرد کنشگرای دومزیل (فرمانروایی، جنگاوری و باروری) کنشهای اصلی شخصیتهای اساطیری در این روایت به شمار میروند. اسکندر، داراب، همای، طمروسیه و بوراندخت هر کدام دارای ویژگیهای بارزی هستند که در زیرمجموعة کنشهای سهگانه طبقهبندی میشوند. در این اثر «پادشاهی مطلق» از آن خداوند است و خدای مطلق با استفاده از ابزارهای گوناگون از قبیل «خوابدیدن»، «بهکارگیری عوامل طبیعی» و «به یاری فرستادن موجودات افسانهای» به آنان مدد رسانده است. کنش جنگاوری در این روایت با اهداف مختلفی ازجمله گسترش قلمرو، دفاع از سیطرة حکومت، برقراری امنیت، انتقام و گسترش دین و عدل و داد جایگاه ویژهای دارد و شخصیتهای اساطیری همواره در میدانهای رزم آزموده میشوند. فراوانی نعمت، خزینههای انبوه، آبادانی، آرامش و رفاه، زیبایی و جوانی، دلبستگی و مشاهدة امثال این موارد در توصیف شخصیتهای اساطیری این روایت نیز نشان از کنش سوم یعنی باروری دارد.