درآمدی بر تقسیم کارِ طبقاتی به عنوان نمودی از مفهوم عدالت در شاهنامه فردوسی
نویسندگان
1 استادیار گروه پژوهشی مدیریت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/cpl.2023.7383چکیده
پادشاه در معتقدات ایران باستان همواره دارای جایگاهی ویژه بوده و چنین تصور میشده که این مقام از سوی خداوند به وی تفویض شده است. بنابر همین اندیشه، عالم مادی تصویری زمینی از مینو است و همانگونه که خداوند نظم دهندۀ عالم هستی به شمار میرود پادشاه نیز به عنوان جانشین خدا بر روی زمین وظیفۀ نظم بخشیدن به گیتی را بر عهده دارد. حکومت بر اساس اشه و برقراری نظم کیهانی از مهمترین و محوریترین مفاهیم اندیشۀ فلسفی ایران باستان است که بارزترین تجلیاش در مفهوم «عدالت» بروز مییابد. از جنبههای مهم عدالت در این نظام اندیشهای حفظ نظام طبقاتی و عمل کردن افراد هر طبقه بر اساس خویشکاریهای تعریف شده برای اوست که با هدف اجتناب از بر هم خوردن نظم اجتماع پراهمیت تلقیمیشود. در این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی نشان داده شد که تناسب بین طبقات اجتماعی که جلوهای از آن در قوای روحانی انسانی نیز ظهور مییابد چگونه با مفهوم عدالت پیوند مییابد. در این باره اعطای لقب «عادل» به انوشیروان ساسانی که التزام ویژهای به حفظ این نظام طبقاتی داشت محل تأمل خواهد بود. موردکاوی در متن شاهنامه فردوسی انجام گرفته است.