نسوی و اعتبار روایتهای وی (ارزیابی جلوههای راوی کماعتبار در برخی از روایتهای نسوی از زندگی جلالالدین خوارزمشاه)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی (گرایش نظریه و نقد ادبی)، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس تهران. ، تهران، ایران
doi
10.30465/cpl.2023.7339چکیده
کتاب سیرت جلالالدین مینکبرنی، در زمرۀ بااهمیتترین و معتبرترین اسناد تاریخی دورۀ خوارزمشاهیان و مغولان است که شهابالدین نسوی آن را با هدف صرف نگارش تاریخِ واقعی نوشته است. در این پژوهش با استناد به رویکرد روایتشناسی بلاغی و شاخصهای نظریۀ «راوی نامعتبر» در آراء روایتشناسان بلاغی ازجمله ریمون کنان، جیمز فیلان و مارتین، اعتبار راوی اثر بررسی و صحت برخی از گزارشهای تاریخی وی با استناد به «بررسیهای متنی و بینامتنی» ارزیابی شده است. در بررسیهای متنی نشانههای بیاعتباری و کماعتباری راوی ذیل «ارزیابی اخلاقی وقایع و قضاوت آنها، تناقض میان گفتارها و رفتار راوی، نشانههای زبانی و عاطفی، میزان دریافتپذیری راوی، و دانش محدود راوی» مشخص و در حوزۀ بینامتنی روایتهای مورخ با متون تاریخی همدورۀ آن بررسی و «روایتهای حذفشده، مختصر یا اشتباه» راوی تبیین شدهاند. با تکیهبر نتایج پژوهش میتوان گفت که بهرغم اهمیت منحصربهفرد کتاب در ثبت روایت زندگی جلالالدین خوارزمشاه و حماسهگون نشان دادن زندگی وی در مواجه با غولان مغول، برخی جهتگیریهای متناقض راوی در ترسیم شخصیت جلالالدین خوارزمشاه در طی روایت مخدوش و از اعتبار لازم ساقط است؛ به همین دلیل، مخاطب در مواجهه با جلالالدین خوارزمشاه وی را در برخی موارد شخصیتی متزلزل مییابد.