معمای خیام (دلایلی تازه برای اثبات یکی بودن خیام فیلسوف و دانشمند با شاعر رباعیات)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبد کاووس.گنبد کاووس، ایران.

doi
10.30465/cpl.2022.7335
چکیده

یکی از اصلی­ترین ابهام­ها در کارنامۀ خیام­پژوهی، انتساب یا عدم انتساب رباعیات به این فیلسوف نیشابوری­ست. از نظر مخالفانِ انتساب رباعیات به خیام، یکی دانستن سرایندۀ آنها با خیام فیلسوفِ متدیّن، اجتماع نقیضین و محال است. نتیجۀ چنین باوری ادعای وجود دو خیام و ایجاد تقابل (فیلسوفی عقلانی و شاعری عشرت­طلب) میان آنهاست؛ در یک طرف فیلسوفی فرزانه قرار دارد که تمام عمر در مفاهیم فلسفی مستغرق است و در طرف دیگر شاعری که جز عیاشی سودایی ندارد.اما این تقابل در برخورد با آثار خیام و گزارش­های به جای مانده دربارۀ خیام تاب مقاومت ندارد، زیرا نه تنها در آثار خیام و گزارش هم­روزگارانش نکته­هایی چون بودن در میان مجلسِ عشرت و اشاره به بی­غرض بودن آفرینش دیده می­شود که تصویر ایده­آل فیلسوفِ متدینِ خردگرا را آلوده می­سازد، بلکه در محتوا و ساختار رباعیات نیز عقلانیتی حضور دارد که انتساب آنها را به یک شاعر عشرت­طلب ناممکن می­سازد. وجود این تناقض­ها در دو سوی تقابل مذکور تقابل ساخته­شده را از درون فرو می­­ریزد و با نفی شاعران مجعول، احتمال انتساب رباعیات به خیام را افزایش می­دهد.