کهنالگوی «نجات مرد بهوسیلۀ زن» و ردّپای آن در روایات غنایی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.30465/cpl.2023.7355چکیده
یکی از کهنالگوهایی که در بسیاری از داستانهای غنایی وجود دارد، کهنالگوی نجات مرد بهوسیلۀ زن است. چه در روایات عاشقانهای که قهرمان آنها شخصیت مرد است، چه آنهایی که قهرمانشان شخصیت زن است، میتوان نشانههایی از این وضعیت کهنالگویی را مشاهده کرد. در این کهنالگو شخصیت زن داستان به یاری شخصیت مرد میشتابد و او را از مرگ یا درماندگیاش نجات میدهد. در این پژوهش به بررسی این کهنالگو در روایاتِ منظومِ غناییِ «زال و رودابه»، «بیژن و منیژه»، «خیر و دختر چوپان»، «افسانه گفتن سبزپوش بهشتی در پیش بهرام گور»، «یوسف و زلیخا» و «جم و گل» پرداخته شده است و دادههای آن با رویکرد نقد کهنالگویی نقد و بررسی شدهاند و به شیوۀ توصیفی-تحلیلی نگارش یافتهاند. یافتههای به دست آمده نشان میدهد که علاوه بر این که کهنالگوی نجات مرد بهوسیلۀ زن در قصّههای کهن وجود دارد، در بسیاری از متون غنایی امروزی نیز وجود دارد و وضعیتی کهنالگویی است که برخی از روایات براساس آن شکل گرفتهاند. عشق در نگاه اوّل، پرهیزهشکنی، دیوآسایی، سفر قهرمان و رسیدن به فردیّت، مؤلفههای اصلی کهنالگوی نجات مرد بهوسیلۀ زناند که در روایاتِ متأثر از این وضعیت کهنالگویی وجود دارند.