تحلیل عرفانی اسطورة مانوی سفر هرمزدبغ به سرزمین تاریکی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.30465/cpl.2022.7657چکیده
خوانش عرفانی از متون اساطیری و تحلیل اسطورهشناختی از متون عرفانی، روشهای نوینی از نقد است که در گفتگوی میان این دو حوزه، به کشف خویشاوندیها، تفاوتها و گفتمان مشترک و چند جانبهای دست میزند. از سویی، در نقد اسطورهشناسی که بوسیلهی جوزف کمبل مطرح شده، الگویی از سفر قهرمان در روایتهای اساطیری اقوام مختلف، به شکلی یکسان طرح گردیده است که بنا بر مفروضات این پژوهش، این الگو در ماهیت خود نیز همسانی بسیاری با سفر سالک در متون عرفانی دارد و در حقیقت، با واکاوی متون عرفانی و متون اساطیری میتوانیم مراحل گُذار سالک طریقت را با الگوی سفر قهرمان در خویشاوندی آشکار بیابیم. ازاینرو، این جُستار با روش توصیفی - تحلیلی، به واکاوی نسبت میان سفر عرفانی و سفر قهرمان در اسطورهی آفرینش مانوی و روایت سفر هُرمزدبغ به سرزمین تاریکی میپردازد. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که اسطوره سفر هرمزدبغ به سرزمین تاریکی از همان الگویی تبعیت میکند که در مراحل سهگانهی "دعوت، تشرف و بازگشت" تحت عنوان الگوی سفر قهرمان کمبل طرح شده است، و خویشاوندی عمیقی با مراحل سفر سالک در متون عرفانی و مقامات طریقت دارد، از این رو میتوان با توجه به الگوی یادشده، این سفر را از نوع سفر سالک دانست.