عوامل شکست خط‌مشی‌های تنظیم‌گری رقابت در کشورهای در حال توسعه، مروری نظام‌مند در ادبیات

نویسندگان

1 استاد تمام مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، مدیریت دولتی خط‌مشی‌گذاری عمومی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

4 استادیار دانشکده مدیریت، علم و فناوریی گروه آموزشی اقتصاد و مالی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران.

doi
10.22111/jmr.2024.48929.6197
چکیده

خط‌مشی‌های رقابت که باهدف تسهیل رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی و جلوگیری از انحصار وضع می‌شوند، سابقه‌ای بیش از ۱۳۰ساله در جهان دارند. در طی این دوران بیش از 120 کشور جهان، به مرور و در طی موج‌های مختلفی چنین‌ خط‌مشی‌هایی را وضع کرده‌اند، که نمود اصلی آن در این کشورها وجود یک قانون منسجم رقابت و نیز یک نهاد تنظیم‌گر رقابت است که نقش‌های مهمی در تنظیم روابط بازیگران اقتصادی دارند. با این‌حال، کشورهای در حال توسعه که به تدریج از دهه 1980 میلادی اقدام به ایجاد نهاد تنظیم‌گر رقابت کرده‌اند و خط‌مشی‌های مرتبطی را پیاده ساخته‌اند، تجارب گوناگونی همراه با شکست یا ناکامی داشته‌اند. در ادبیات خط‌مشی‌گذاری این خط‌مشی مهم کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا با فراترکیب پژوهش‌هایی که به ارزیابی علل شکست/ناکامی خط‌مشی‌ تنظیم‌گری رقابت در کشورهای درحال توسعه پرداخته‌اند، ضمن ایجاد یک شمای کلی از نقاط مورد تأکید، نقاط کمتر مورد توجه ادبیات نیز شناسایی شود. به این منظور، روش پژوهش فراترکیب ادبیات بوده است. تعداد صد مقاله در مرحله نخست انتخاب شدند و پس از غربال‌های ثانویه ده پژوهش نهایی انتخاب شدند. با بررسی آن‌ها شمای کلی ادبیات پدیدار شد که اهم آن تأکید بر شش عامل اصلی بود: 1) مشکلات ساختاری و طراحی نهادی – از قبیل استقلال تنظیم‌گر، فقدان قدرت و اختیارات کافی، معافیت های اعطا شده در قانون-، 2) توان و ظرفیت فنی اجرای قانون – نظیر کمبود منابع مالی، انسانی متخصص، دسترسی به داده،3) شرایط اقتصاد سیاسی، 4) نظام قضایی معیوب، 5) توسعه نیافتگی بازارها و 6) ضعف فرهنگ رقابت.