گواه‌نمایی در شاهنامه

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا«س»-تهران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا«س»-تهران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا«س»-تهران

doi
10.30465/cpl.2022.7772
چکیده

در هر متنی به خصوص متون روایی برای اقناع مخاطب و باورپذیری بیشتر، از شواهد مختلف استفاده می‌شود. این موضوع در زبانشناسی ذیل مقوله‌ای با نام «گواه‌نمایی» تعریف می‌شود. فرانک رابرت پالمر از جمله معنی‌شناسانی است که این مقوله را به دو نوع «حسی» و «گزارشی» تقسیم و برای هر یک انواعی ذکر می‌کند. در این پژوهش انواع گواه‌نماهای موجود در شاهنامه در مولفه‌های: دیداری (مستقیم و غیرمستقیم)، شنیداری، بویایی، حس ششم، شباهت، انواع گزارش، تجربه و شناخت، دلالت عقلانی، پیش‌بینی(اخترشناسی و تعبیرخواب)، فرّ ایزدی، قسم و گواه‎ دادن شخص معتبر بررسی شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که نشانگرهای حدس و گمان هرچند دربردارندۀ شک و تردید هستند، در نهایتِ صحت گزاره اتفاق می‌افتند. در گفتمان شخصیت‌ها (شاهزادگان، پهلوانان، موبدان، ستاره‌شناسان و...) به دلیل عقلانیت بالای فرستنده، گمان‌ها به واقعیت می‌پیوندد و خلاف آن هیچ‌گاه اتفاق نمی‌افتد. «استنباط از روی نشانه‌ها» به دلیل مشارکت در دیگر انواع گواه‌نمایی‌، کاربردقابل توجهی دارد. از نشانگرهای گواه‌نمایی می‌توان به: افعال حسی و شناختی مانند: «دیدن»، «شنیدن»، «بوییدن»، «دانستن»، «آگاه شدن»، و کنایاتی مانند: «به‌دل‌آمدن» و واژگان دیگری که در معیت گواه‌نمایی‌ها به کار می‌روند مانند: «گمانم»، «گویی» و «برآنم» اشاره کرد.