تقابلسازی با کلاننماد «باز» در مثنوی و غزلیات شمس
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
2 استادیار گروه نقد و نظریه و مطالعات میان رشتهای پژوهشکده ادبیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/cpl.2022.6101چکیده
تقابلهای دوگانه از ساختار ذهن و زبان انسان سرچشمه میگیرد و سپس در نظامهای نشانهای دیگر بهکار میرود؛ ازینرو در متون ادبی، تقابلها یکی از اساسیترین نشانهها و الگوهای تحلیل هستند که بستر درک مفاهیم ذهنی را فراهم میکنند. در این نوشتار تقابلهای خُرد مثنوی و غزلیات شمس، با انتخاب نمونۀ «تقابلسازی با کلاننماد باز» استخراج، تحلیل و مقایسه شده است. تقابلهایی که با کلاننماد «باز» در مثنوی ساخته شدهاند، اغلب در یک رابطۀ طبیعی و منطقی با مضامین تقریباً مشترک قرار دارند؛ و باز در بیشتر موارد نماد روح الهی و اولیاء است و در این معانی مولانا عالم روحانی را مقابل عالم جسمانی قرار میدهد. اما در غزلیات، حیواناتِ مقابلِ باز متفاوت هستند. نیز، هنجارشکنی و رابطۀ غیرطبیعی در روابط تقابلی، هم از لحاظ بسامد، هم از حیث تنوع، شاخصتر است و به تبع آن، تصویرهای تقابلی طبیعی و غیرطبیعی بیشتر و متنوعتر است. هنجارگریزیها بیشتر به رفعِ تقابل و وحدت قطبهای مقابل یا جابهجایی قطبهای مثبت و منفی با روشهای مختلف اشاره دارد. نمونههایی از تقابل و هنجارشکنی آن در هر دومتن با لفظ و مضمون مشابه و مشترک وجود دارد و در برخی موارد هم تقابلها فقط در یکی از دو متن مورد مطالعه پردازش شدهاند.