ارزیابی تغییرات هیستوپاتولوژی بافت بیضه و اپیدیدیم در سگ‌های تحت درمان با هورمون‌های استانوزولول و ناندرولون دکانوآت

نویسندگان

1 استاد گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 استاد گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 دانشیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

4 دانش‌آموخته دکترای تخصصی بیماری‌های داخلی دام‌های کوچک، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

5 استاد گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

6 استاد گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22055/ivj.2022.344514.2472
چکیده

    هورمون­های استانوزولول و ناندرولون دکانوآت، عمدتاً جهت تقویت رشد عضلانی، افزایش وزن بدن، درمان کم خونی و تحریک اشتها، در سگ­ و اسب کاربرد دارند؛ در عین حال، برخی عوارض جانبی از جمله آتروفی بیضه و کاهش تعداد اسپرماتوزوئید در سگ­ها گزارش شده است.  هدف از انجام تحقیق حاضر، ارزیابی تغییرات هیستوپاتولوژی بافت بیضه و اپیدیدیم، در سگ­های تحت درمان با استانوزولول و ناندرولون دکانوآت می ­باشد.  مطالعه حاضر بر روی 16 قلاده سگ نر صورت گرفت.  حیوانات مورد مطالعه، به دو گروه مساوی 8 تایی تقسیم­ بندی شدند.  سگ­های گروه A، به مدت 6 هفته متوالی تحت تجویز داروی استانوزولول با دوز 50 میلی­ گرم/ به­ازاء هر قلاده سگ و به شکل داخل عضلانی قرار گرفتند.  گروه B مشابه گروه A بود، با این تفاوت که به جای استانوزولول، ناندرولون دکانوآت و با دوز 1 میلی­ گرم/کیلوگرم تزریق گردید.  جهت بررسی عوارض احتمالی بر بیضه­ ها، یکی از آن­ها قبل از تحقیق، از طریق جراحی برداشت شده و بیضه دوم در روزهای 28 (4 قلاده از هر گروه) و 42 (4 قلاده باقی­مانده در هر گروه) برداشت شدند.  قبل از قرار گرفتن بیضه­ ها در فرمالین بافر 10 درصد، کیفیت اسپرم در اپیدیدیم از لحاظ شاخص­هایی نظیر تحرک، مورفولوژی و تعداد آن­ها در زمان­های صفر، 28 و 42 روزگی بررسی شدند.  نتایج نشان داد که اثرات مخربی نظیر هیپرپلازی سلول­های لایدیگ بینابینی، واکوئل­دار شدن، حضور سلول­های چند هسته‌ای و مراحل مختلف اسپرماتوگونی در بافت بیضه و نیز تخریب سلول­های پوشاننده مجرا و کنده شدن مژه ­های پوشاننده در مخاط اپیدیدیم، به وجود آمد.  این تغییرات، در گروه دریافت کننده استانوزولول، به شکل معنی­ داری بیش‌تر از ناندرولون دکانوآت بود. در گروه استانوزولول، بیشتر تغییرات کمی و در گروه ناندرلون دکانوآت، تغییرات کیفی مشهود‌تر بود.  اگر چه هر دو دارو، دارای عوارض جانبی بر بافت بیضه و اپیدیدیم بودند؛ اما عوارض جانبی استانوزولول، بیش‌تر از ناندرولون دکانوآت بود؛ لذا پیشنهاد می‌گردد جهت اهداف درمانی، از ناندرولون دکانوات و با دوز حداقل دارو استفاده شود.