تحلیل شخصیت رستم و اسفندیار بر اساس عنصر کشمکش
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجوی دکترا دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
4 هیات علمی دانشگاه تهران
doi
10.30465/cpl.2021.6519چکیده
شاهنامهی فردوسی یکی از برجستهترین متون کهن در ژانر داستان است که پس از گذشت قرنها با اسلوب داستاننویسی مدرن مطابقت میکند. داستان رستم و اسفندیار از فنّیترین داستانها از حیث پیرنگ، شخصیتپردازی و گفتگو است. محبوبیت این داستان بهگونهای است که همهی فارسیزبانان دو شخصیت اصلی داستان را میشناسد. در این پژوهش تلاش شده است تا دلایل محبوبیت و ماندگاری این دو شخصیت و ویژگیهای اخلاقی آنان با تکیه بر گفتگوها و کشمکشهایشان تبیین و تحلیل شود. یکی از دلایل موفقیت فردوسی در شخصیتپردازی رستم و اسفندیار، ظرفیت بالایی است که این داستان از حیث عنصر گفتگو دارد. کثرت گفتگو فرصت بیشتری را برای پرداختن به دغدغهها، کشمکشها و روحیات در اختیار داستانپرداز قرار میدهد و به او کمک میکند تا از لایههای پنهان شخصیتها پرده بر دارد. با مطالعهی داستان رستم و اسفندیار مشخص میشود که بخش محدودی از داستان به کشمکش جسمانی اختصاص دارد و کشمکشهای درونی (عاطفی،ذهنی و اخلاقی) در قالب گفتگو و تکگویی نقش گستردهتری را ایفا میکنند. در تحلیل دو شخصیت اصلی نیز دیده میشود که اسفندیار کشمکشهای فراوانی با دوست و دشمن دارد و علاوه بر کشمکشهای بیرونی، وی دچار کشمکش درونی است اما تنها کشمکش حقیقی رستم در این داستان، با اسفندیار است. در انتها ویژگیهای کشمکش نمایشی به عنوان خلاقانهترین نوع کشمکش در این مقاله معرفی شده است. بدینگونه که شاعر برای برجستهسازی و عینیت بخشیدن به تقابل و کشمکش میان شخصیتها، کشمکش زبانی و جسمی (دیالوگ و اکشن) را با یکدیگر همراه میکند. این همراهی و ملازمت میان گفتگو و عمل موجب جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب میشود.