نسل زد در اکوسیستم اشباع اطلاعات: تبیین گذار از اعتراض به خشونت بر اساس نظریه رفتار اطلاعیابی اجتماعی و مشارکتی
نویسندگان
1 استاد، گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/jkrs.2025.21256چکیده
هدف: این سخن سردبیر با هدف تبیین گذار اعتراض به خشونت در رویدادهای دیماه ۱۴۰۴ ایران، از منظر رفتار اطلاعیابی اجتماعی و مشارکتی «نسل زد» نگاشته شده است. متن میکوشد نشان دهد چگونه الگوهای تعامل اطلاعاتی در یک اکوسیستم اشباع اطلاعات میتواند کنش جمعی را از سطح مطالبات مدنی به خشونت سوق دهد. تمرکز اصلی نه بر داوری سیاسی، بلکه بر تحلیل سازوکارهای اطلاعاتی مؤثر بر تصمیمگیری فردی و جمعی نسل جوان است.روششناسی: رویکرد مقاله تحلیلی–تفسیری و مبتنی بر چارچوب نظری رفتار اطلاعیابی اجتماعی و مشارکتی شاه (2017) است. علاوه بر مرور ادبیات بینالمللی درباره اینفودمیک، دژاطلاعات و کنش شبکهای، از دادههای یک مطالعه میدانی دانشگاهی درباره رفتار اطلاعیابی نسل زد (نمونه ۳۶۸ دانشجوی کارشناسی دانشگاه تبریز) به عنوان شواهد تجربی استفاده شده است. این دادهها پیش از بحران دیماه گردآوری شده و تصویری غیرواکنشی از وضعیت عادی رفتار اطلاعاتی نسل جوان ارائه میدهد.یافتهها: یافتهها نشان میدهد «نسل زد» دارای سطح بالای فعالیت و تعامل اطلاعاتی است، اما در کاربست تحلیلی اطلاعات، انعطاف نقشهای مشارکتی و قدرت پیوندهای اجتماعی پایدار ضعف نسبی دارد. ترکیب فعالیت بالا، سرعت تصمیمگیری، پیوندهای ضعیف و فشار هیجانی شبکهای میتواند زمینه گذار سریع اعتراض به خشونت را فراهم کند. حساسیت بالا نسبت به عدالت اجتماعی، در مواجهه با روایتهای قطبی یا دژاطلاعات، آسیبپذیری شناختی ایجاد میکند. این الگوها نشان میدهد بحران اخیر بیش از آنکه صرفاً سیاسی باشد، بازتاب یک بحران در اکوسیستم اطلاعاتی است.نتایج: نتایج تحلیل نشان میدهد کیفیت اطلاعات و شیوه کاربست آن مستقیماً بر کیفیت کنش اجتماعی اثر میگذارد. در غیاب سواد اطلاعاتی انتقادی و سازوکارهای حکمرانی اطلاعاتی، مشارکت دیجیتال میتواند به بازتولید چرخههای هیجانی و پرهزینه منجر شود. مدیریت بحرانهای اجتماعی در عصر شبکهای مستلزم تقویت تفکر انتقادی، شفافیت اطلاعات رسمی، ایجاد کانالهای مشارکت نهادمند برای جوانان و بازسازی پیوندهای اجتماعی واقعی است. در واقع مسئله و چالش اصلی، حضور نسل زد در شبکهها نیست، بلکه فقدان ساختارهایی است که انرژی اطلاعاتی آنان را به کنش مسئولانه هدایت کند.اصالت و ارزش: این مقاله با پیوند دادن نظریه رفتار اطلاعیابی اجتماعی و مشارکتی، به یک رخداد اجتماعی معاصر، چارچوبی نو برای تحلیل خشونت جمعی در عصر دیجیتال ارائه میدهد. ارزش آن در انتقال بحث از سطح منازعات سیاسی به سطح معماری اطلاعاتی و سازوکارهای شناختی نسل جوان است. این رویکرد میتواند مبنایی برای سیاستگذاری آموزشی، فرهنگی و حکمرانی اطلاعاتی در جوامع شبکهای فراهم کند و به فهم پیشگیرانه بحرانهای آینده کمک نماید.