چارچوب ظرفیت نهادی سازمانهای دولتی(مطالعه کالای اساسی گندم)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22111/jmr.2024.47773.6141چکیده
چنانچه سازمانهای دولتی بخواهند وظایف خود را با موفقیت و بهدرستی انجام دهند بایستی از توان اداری بالایی برخوردار باشند و در این مسیر ظرفیت نهادی به آنها کمک مینماید تا توان سیستم فعلی خود را در انجام وظایفشان ارتقا دهند. در این پژوهش بهمنظور پیشنهاد چارچوب ظرفیت نهادی در سازمانهای دولتی به مطالعه تأمین کالای اساسی گندم بهعنوان یکی از مهمترین وظایف دولتها پرداخته شده و با استراتژی تحلیل مضمون اسناد بالادستی مرتبط کدگذاری گردید و 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان صورت پذیرفته است. نتایج حاصل نشان داد که چارچوب ظرفیت نهادی در تأمین کالای اساسی گندم شامل پنج سطح ظرفیت سازمانی؛ شبکه سازمانها؛ سازوکار مشارکت بین سازمانی؛ بستر نهادی و بستر محیطی است که هرکدام دارای ارکانی هستند که در دستیابی به هدف تأمین کالای اساسی گندم ذی نقش هستند. چارچوب ظرفیت نهادی ارائهشده میتواند بهطورکلی برای سایر سازمانهای دولتی مورداستفاده قرار گیرد تا با داشتن نگاهی جامع و سیستمی به سایر ارکان خارج از نهاد بتوانند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود به شیوهای پایدار به اهدافشان دست یابند.